یاد یه بنده خدایی افتادم،قدیم همسایه مادریم برانوه ش آش دندونی خودشم پراز گردو بادوم وپسته ...درس کرده بود که داداشمم گف این آش دندونیه یاآجیل🤣خیلی خیلی خوشمزه بود،۲۴تاهمسایه بودیم به همشون داد،هممونم توکاسش یه جفت جوراب گذاشته بودن جز مامانم که شلوار خونگی نوزادی داش ازسوریه آورده بود برانوه هامون،اضافه مونده بود اونو داد
همسایمون گف خداروشکر سبحان نوه م تا پیری جوراب داره🤣🤣البته میگف انگار ده نفر هم جوراب مردونه داشتن و اونو گذاشته بودن تو کاسه🤣🤣🤣