۱۷ سالمه دو سال و نیم پیش از یه نفر خوشم اومد طبق گفته های بقیه و تصمیم خودم سمتش نرفتم چون منطق خودم و کسایی که بهشون گفتم این بود که سنت کمه تموم تلاشمو کردم فراموش بشه مثل همون نگاه ها و هوس های زود گذر.... همین الان که دارم اینو مینویسم میدونم بعضیا قضاوتم میکنن ،میگن فراموش میشه ولی اون حس رو من برای یک ثانیه هم بعد اون آدم با کس دیگه ای تجربه نکردم 🙃 هیچ وقت اون حس رو تجربه نکردم تا همین لحظه
ترکیبیم از هر حسی که بگی یه دلتنگی عجیبی دارم بهش حس آشنایی بسیار نزدیکی رو به کسی دارم که هیچ وقت دستشو نگرفتم هیچ وقت نفهمیدم بغلش چه حسی داره من عاشق آدمی شدم که باهاش بودن رو تجربه نکردم راستی چطوری تونستی تو قلبم خودتو جا کنی ؟؟
تو هیچ وقت کنار من ننشستی اما جوری کنارم حس میشدی که هر لحظت بغلت میکردم اگر ازم بپرسن عشق چیه میگم ...حس امنیتی که کنار مردی تجربه میکنی حسی که باهاش متولد میشی ....یه آدم کاملا جدید یجور تعهد نمیتونم بیانش کنم حتی نمیدونم چه کلماتی رو بگم که دلتنگیم رو بتونه منتقل کنه
اون آدم قشنگترین و به یاد ماندنی ترین تجربه من بود که هیچ وقت نتونستم داشته باشم نیستی پیشم اما فکر من پیشته ماه خوبم🫠🥺:))).....