راستی خلاصه یادم رفت بگم
هر دو تا کتاب در مورد تاریخ افغانستانه
اولی یه دختره. که باباش با مادرش که خدمتکار خونس رابطه برقرار میکنه بعد برای اینکه براش زشت نشه میفرستتشون روستا بعد از چند سال مادرش به خاطر اتفاقاتی که دختره خودشو مسئولش میدونه خود کشی میکنه باباهه هم برای اینکه دختره مزاحم زندگیش نشه شوهرش میده به یه مرد پیر و ........ ( البته این گوشه اولیه داستان بود خیلی پر ماجراس)
دومیه هم راجع به دو تا پسرن که با هم تو یه خونه زندگی میکنن یکی پسر ارباب دومی پسر کارگر خونه که البته اونم پسر ارباب بوده بعد این دو تا با هم بزرگ میشن که بر اثر جنگ و ورود طالبان به کشور سر نوشتشون از هم جدا و دوباه بعد از چند سال به هم پیوند میخوره