2821
2789
عنوان

هر کدومتون 🥰

33 بازدید | 9 پست

یکی یدونه شعر قشنگ بگید




دیدمت رفتی و داغت جگرم را سوزاند

فکر بی همسفری با تو سرم را سوزاند

من گنجشک کجا جراعت پروانه کجا

خواستم گرم شوم شعله پرم را سوزاند

کاربری tiamoهستم کاربری قبلیم تعلیق شد عشق آن است ک خیابان بـ خیابان همه را رد کنی ناگهان بر سر یک کوچه کمی مکث کنی. مادرم گفت ک عاشق نشوی گفتم چشم، چشمان ط مرا بی خبر از چشمم کرد❤902

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم

اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم


یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا

افتادم و باید بپذیرم که بمیرم


یا چشم بپوش از من و از خویش برانم

یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم


این کوزه ترک خورد چه جای نگرانی است؟

من ساخته از خاک کویرم که بمیرم.


خاموش مکن آتش افروخته ام را،

بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم..."💔"

ای صفای قلب زارم ؛ هرچه دارم از تو دارم ، تا قیامت ای رضا جان ؛ سر ز خاکت بر ندارم 🧡 یا علی نام تو بردم نه غمی ماند و نه همّی: ) چه داند آنکه ندارد خبر ز عالمِ عشق ؛ که با خیال تو‌بودن چه عالمی دارد حُسین🫀

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

چرا خانه ی کوچک ما سیب نداشت

شعره؟

کاربری tiamoهستم کاربری قبلیم تعلیق شد عشق آن است ک خیابان بـ خیابان همه را رد کنی ناگهان بر سر یک کوچه کمی مکث کنی. مادرم گفت ک عاشق نشوی گفتم چشم، چشمان ط مرا بی خبر از چشمم کرد❤902

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرماصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرمیک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریاافتا ...

چه زیبا 😍لذت بردم🥰

کاربری tiamoهستم کاربری قبلیم تعلیق شد عشق آن است ک خیابان بـ خیابان همه را رد کنی ناگهان بر سر یک کوچه کمی مکث کنی. مادرم گفت ک عاشق نشوی گفتم چشم، چشمان ط مرا بی خبر از چشمم کرد❤902

امضام :)

ززیبا بود

کاربری tiamoهستم کاربری قبلیم تعلیق شد عشق آن است ک خیابان بـ خیابان همه را رد کنی ناگهان بر سر یک کوچه کمی مکث کنی. مادرم گفت ک عاشق نشوی گفتم چشم، چشمان ط مرا بی خبر از چشمم کرد❤902

🫂🤍🫀

🩷🫂

کاربری tiamoهستم کاربری قبلیم تعلیق شد عشق آن است ک خیابان بـ خیابان همه را رد کنی ناگهان بر سر یک کوچه کمی مکث کنی. مادرم گفت ک عاشق نشوی گفتم چشم، چشمان ط مرا بی خبر از چشمم کرد❤902

شعره؟

شعر نو .

تو به من خندیدی و نمیدانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم . باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه . سیب دندان زده از دست افتاد به خاک ... .

2828
2791
2779
2792