2789
عنوان

مادر شوهرم

247 بازدید | 41 پست

خانما من ۱۵ ساله ازدواج کردم خدا شاهده مادر شوهرم تو خونه میفتاد دختراش و پسراش ولش میکردن که به ما مربوط نیست دلم میسوخت تا حد لگن و اینا هم نیاز داشت گذاشتم ...یه بار پاش شکست یه بار دوتا دستش مویه کرده بود بستن من میبردم حموم دست شویی میگفتم برا رضای خدا دختراش بهانه داشتن شوهرمون نمیزاره یا چندشمون میشه منم محل ندادم کارای عیدشم باخودم تنها بود میومدن میدیدن میشستن میرفتن بگذریم که چه خدماتی کردم با دخترش دعوا کردیم پشت دخترش و گرفت به من گفت وحشی منم هیچی نگفتم دوروز اول قیافه میگرفت محل نمیداد هیچی نگفتم تا اینکه روم برگشته ۱ ماهه زنگ میزنه میخواد بیاد التماس میکنه به شوهرم دلم براش تنگ شده شوهرم گفت نمیری ببینیمش پیره گناه داره دلم داشت میسوخت گفتم نه اصلا بیزارم ازش تازه فهمیدم خانم چربیش زده بالا نمیتونه نفس بکشه من و میخواد هی زنگ میزنه یه ماهه کلم و خورده الکی میگه دلم برای زنت تنگ شده بگو بیاد ببینمش یا میگه غلط کردم الان شوهرم سرد رفتار میکنه خدایی شما بگین من بد کاری میکنم آقا جان بره بمیره به درک منم مادرم مزد التماس میکردم بزارین برم ببینمش نگذاشتن گفتن نمیخواد بچه شیر میدی خطر ناکه نزاشتن الان حق دارم آدم نباشم وحشی باشم پاچه بگیرم بی رحم باشم روز مادر بچه هاش میرفتن خونه مادر شوهراشون من خونه مادر شوهرم تنهایی کار میکردم اونم با خرج خودم

هر کاری دلت میگه انجام بدهبه این کار نداشته باش که شوهرت سرد شده یادنشدههیچکس جای شما نیست

میدونم عزیزم ولی شوهرم تو خرجی هم داره فشار میاره اصلا محل نمیده همشم میگه مادرم فوت کنه یه روزی کارات یادم نمیره منم گفتم مادر من که فوت کرد رفت مادر توهم بره جا همون به جهنم منم عزیز از دست دادم رفتار شمارم دیدم شماها به کارما اصلا اعتقاد ندارین

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

هر کاری دلت میگه انجام بدهبه این کار نداشته باش که شوهرت سرد شده یادنشدههیچکس جای شما نیست

همش میگه من میخوام برم خونه مامانم میگم برو خواب میگه بدون تو زشته برم همه جمعا اونجا فقط تو نمیای جلوی داداشم خجالت میکشم تا میگم نه دعوا میگه زنگ میزنه داداشش میگه ما نمیآییم شما خوش باشین خوش بگذره به من خوشی نیومده یا میگه تو بیا بریم دست به هیچی نزن کار نکن کسی چیزی گفت با من منم گفتم نخیر اونا برا کار من و میخوان فک کردی میام یه گوشه مثل ماست میشینم خواب من پا میشم دست خودم نیست تربیت اشتباهه خانوادمه

میدونم عزیزم ولی شوهرم تو خرجی هم داره فشار میاره اصلا محل نمیده همشم میگه مادرم فوت کنه یه روزی کار ...

ببین مادر منم فوت کرده درکت میکنم

به نظرم یک سر برو ببینتت

ولی کاری نکن اونجا

شاید حلالیت میخواد ازت

اگه اذیتی نرو سبک سنگین کن اگه دلت راضی نمیشه نرو ..فقط خودت مهمی 😘

نمیخوام برم عزیزم ولی شوهرم ول کن نیست میگه تو بیا بقیش با من دلم سرده خواب حالم بد میشه تو جمعشون از درم میرم تو صددر صد باید با مادرش روبوسی کنم سلام کنم دست بدم

ببین مادر منم فوت کرده درکت میکنمبه نظرم یک سر برو ببینتتولی کاری نکن اونجاشاید حلالیت میخواد ازت

فدات شم حلالیت چی میخواد باز افتاده تو خونه همه ولش کردن زندایی شوهرم گفت نمیتونه پاشه خدا دختراش لعنت کنه نمیان این مادر شوهرت میگه اگه الان عروسم میبود کارار میکرد قبلا هم اتفاق افتاد دعوا بینمون ولی زود بخشیدم باز تکرار کرد پشت دخترت بگیر ولی نه جایی که عروست از دخترت بیشتر خدمت کرده به خدا راضی نبودم پشت منم بگیره ولی اینجوری حرف نمیزد

همش میگه من میخوام برم خونه مامانم میگم برو خواب میگه بدون تو زشته برم همه جمعا اونجا فقط تو نمیای ج ...

برو بشین یه گوشه تکونم نخور

خودتو با گوشی مشغول کن اصلا پا نشو

یا وقتی برید یه سر بزنید که کسی نباشه

برو بزار دهن شوهرت بسته بشه

اگر مادرش فوت کرد کینه نکنه اعصاب تو خورد بشه

فدات شم حلالیت چی میخواد باز افتاده تو خونه همه ولش کردن زندایی شوهرم گفت نمیتونه پاشه خدا دختراش لع ...

میفهمم چی میگی مادرشوهر منم تو یه بحثی که اصلا شوهرم داشت با دخترش یعنی خواهر برادر دعوا کردن منو فحش داد هر چی دلش خواست گفت منم بی محلشون کردم...دیگه ام دلم باهاشون صاف نیست

برو بشین یه گوشه تکونم نخورخودتو با گوشی مشغول کن اصلا پا نشویا وقتی برید یه سر بزنید که کسی نباشهبر ...

مادر منم فوت کرد التماس کردم بزار خودم برم نگذاشت خودم برم نه خودش رفت بهانه آورد بچه شیر میدی گفتم تو هم حتما زاچ بودی

اگرم شوهرت اصرار داره بگو باشه همراه تو میام همراه تو برمیگردم مثل مهمون

اونم میگه بیا ولی یه اخلاق دارم یه جا میرم بنو نمیشم اصلا تف تو شانسم خجالت میکشم جلوم خم و راست شن چای تعارف کنن من روضه بقیه میرمم ببند میشم کار میکنم یا بعد مراسمات تو خونه میشینم ظرف میشورم

مادر منم فوت کرد التماس کردم بزار خودم برم نگذاشت خودم برم نه خودش رفت بهانه آورد بچه شیر میدی گفتم ...

چه کار بدی کردن...

توف به ذاتشون

خدا مادرتو بیامرزه

بدون تاوان پس میدن

الان مادرشوهرم دامادش سرطان گرفته یعنی شوهر همون خواهرش که با شوهرم دعواش شد و باعث شد به من بی احترامی بشه

چند روزه عزا گرفته و دپرس..که دامادم مریض

بله خدای جای حق نشسته.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792