ما طبقه بالا پدرشوهرم زندگی میکنیم بعد کل روز همسرم از ساعت ۶ صبح میره سرکار ساعت ۴نیم میاد خونه تا ناهار میخوره یه ساعتی میره اینستا بعد بچه رو برمیداره میبره پایین تا ساعت ۱۰شب .میاد بالا بچه رو میده بهم و میره میخوابه بخدا خسته شدم خیلی تنهام شب تا صبح با بچه بیدارم صبحم که میشه کسی نیست باهاش حرف بزنم شوهرم توقع داره هر شب هرشب برم پایین پیش مادر شوهرم اینا . چون جاریم هست من زیاد دوست ندارم برم پایین چیکار کنم بخدا خسته شدم هی بهش میگم که میرم خونه بابام نه میزاره برم نه طلاقم میده . یه مسافرت نمیبره فردا سالگرد ازدواجمونه گفتم یه روز مرخصی بگیر پیشم باش مرخصی نگرفت گفت ندادن .
خیلی خیلی تنهام دلم برای خودم میسوزه واقعا