میگن یه ماری عاشق شده بود
مدام توی خودش بود و فکر میکرد و یکجا کز کرده بود
دوستش بهش میگه چت شده
میگه عاشق شدم
دوستش میگه چه شکلیه؟
میگه خیلی خوش خط و خال و قشنگه ، قدشم بلنده
دوستش میگه باهاش صحبت کردی؟
میگه نه فقط از راه دور دیدمش
دوستش میگه داری از دست میری بیا اینبار با هم بریم و باش صحبت کن
میره جلو ، میبینه شلنگ بوده نه مار :)
متاسفانه از بعضی آدم ها توی ذهنمون چیزی که دوست داریمو میسازیم
منم دوساله دورادور عاشق شدم ، نمیدونم شلنگه یا نه....
بخاطر این عشق دورادور موقعیت های خوب دیگه ایم از دست دادم
هیچی بدتر از سردرگمی نیست :)