دقیقا خودم همین شرایط شما رو داشتم
ولی آقا اصلا براش من مهم نبودم فقط اون باید خوراک خوب بخوره و ببره سر کار
از سر کار رفتنشم ک من هیچی نصیبم نمیشد چون آقا همه پولشو رو یا سیگار و قرص متادون و مواد و قهوه و به شکم خودش میریخت و لباس بیرونی و لباس کار برای خودش منم که هیچچچچچچچچییییییی به معنای واقعی کلمه
از 8 خرداد ک سر رسید خونمون بود کل جهازمو آوردم خونه مادرم خودمم هم خونه مامانم هستم قصدم طلاقه چون خسته شدم از بس من از شکم و تفریح و همه چیم بخاطر آقا زدم
دست آخرم از من طلبکار شده
برای بار دوم دارم طلاق میگیرم البته خدا رو شکر بچه ندارم
خسته شدم از بس از همه ی خاسته های خودم زدم ب خدا حسرت ی بستنی ی وعده غذا درست حسابی رستوران تو دلم موند
خاک تو سررررره این مدل مردا ک فقط برای زن و زندگیشون ندارن برای خودشون خوب دارن