2789
عنوان

خسته شدم دیگه

1 بازدید | 8 پست

من ده ساله ازدواج کردم تو این مدت کمترین خرجارو برای من کرده

حقوقش خیلی کمه و خسیس هم هست و هر چی پول میاد برای بچه خرج میشه و در واقع هیچییییی برای من نمیمونه حتی مجبورم از خوردنمم بزنم مثلاً گوشت نمیخورم نهار نمیخورم که دیرتر مواد غذایی تموم بشه

ولی خستههه شدم ۲۶ سالمه ولی اصلا نه به خودم میرسم نه چیزی یک ضد آفتاب ارزون چیه که اونم ندارم

هر چی میگم کارِت رو عوض کن میگه من از اول همین کارو کردم جای دیگه نمیتونم

حالا عیب نداره درکش میکنم نداره واقعا ولی ازین لجم میگیره که سرکارم نمیزاره برم شرایط طلاقم ندارم البته اگه پول داشتم حتما جدا میشدم معطل نمیکردم چیکار کنم بزارم برم سرکار

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

حقوقش چقده حقوق مرد هرچقدم باشه باید ماهی دو تومنو بهت بده دیگه هرچی خواستی بخری یا پس انداز کنی بچه ...

یک مدت طولانی بیکار بود همزمان خونه هم میساخت بخاطر همین خیلی عقب موندیم این جاییکه میره هم به بدبختی جور شد برای همین نمیخواد از دستش بده میگه بیست تومن ولی نمیدن دو ماهه در حد بخور و نمیر میده

یک مدت طولانی بیکار بود همزمان خونه هم میساخت بخاطر همین خیلی عقب موندیم این جاییکه میره هم به بدبخت ...


اکثر خانمای الان از این وضعیت اقتصادی فشار میبینن نمیتونن خیلی از خواسته هاشون فراهم کنن یا چیزی که دوست دارن بخرن

فقط قناعت و خرید نرفتن و ...واقعا حال ادمو بد میکنه حق داری

سرکار رفتنای خانما هم دردسرای خودشو داره اینقد مثل چی خسته میشی که وقت نمیکنی به خودت برسی یا خونه زندگیت همش باید با پای پیاده توی مسیر کار باشی گرما و سرما

شوهرت اگه درامد عالی داشته باشه واقعا یه زن توی رفاه و ارامشه و اینقد حرص نمیخوره

بازم اگه ۲۰ تومن میگیره سه یا چهارتومن باید بهت بده

دقیقا خودم همین شرایط شما رو داشتم

ولی آقا اصلا براش من مهم نبودم فقط اون باید خوراک خوب بخوره و ببره سر کار

از سر کار رفتنشم ک من هیچی نصیبم نمیشد چون آقا همه پولشو رو یا سیگار و قرص متادون و مواد و قهوه و به شکم خودش میریخت و لباس بیرونی و لباس کار برای خودش منم که هیچچچچچچچچییییییی به معنای واقعی کلمه

از 8 خرداد ک سر رسید خونمون بود کل جهازمو آوردم خونه مادرم خودمم هم خونه مامانم هستم قصدم طلاقه چون خسته شدم از بس من از شکم و تفریح و همه چیم بخاطر آقا زدم

دست آخرم از من طلبکار شده

برای بار دوم دارم طلاق میگیرم البته خدا رو شکر بچه ندارم

خسته شدم از بس از همه ی خاسته های خودم زدم ب خدا حسرت ی بستنی ی وعده غذا درست حسابی رستوران تو دلم موند

خاک تو سررررره این مدل مردا ک فقط برای زن و زندگیشون ندارن برای خودشون خوب دارن

من از یک شکست عاشقانه می آیم . بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند .شکست نه برای پنهان کردن است نه برای پنهان شدن .می گویند از صبح بنویس . از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت . باران پنجره ی چشمانم را شسته است . همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدم های خوشحال . اما من گمان می کنم این خیلی خوب است ک نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را در بیاورم .بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز .ک حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است . قیمت وفا شاید گران تر از آن بود ک بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده ی داشتنش بر آید . سقف اعتماد تعمیری ست . مدام چکه می کند .آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او ک باید پر باشد خالی ست .نمی توانم باورش کنم نه رفتنش و نه ماندنش را .مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی ک درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند . خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد . اما همیشه حق با برنده ها نیست . می شود در عین بازنده بودن سر بلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد . قرار بود حقیقت را بگویم سخت ست . بی علاج ست . دانستنش آدم را کم کم می کشد . گریه ی شبانه می آورد . اما همین است خبر کاملا ناگوار و واقعی ست ....اون یکی رو جز من داشت ....سکوت می کنم تا ب خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد . گریه می کنم باشکوه . مثل اقیانوس . بلند مثل اورست . او نمی شنود و نمی داند که ماه . خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست . یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است .... چی کار کرد این دل سادم .... که از چشم تو افتادم ؟؟؟ ...اینقدر روز و شبامو خونه ی ستاره کردی.... ک ب یادم نمی مونه نامه هامو پاره کردی....

دقیقا خودم همین شرایط شما رو داشتم ولی آقا اصلا براش من مهم نبودم فقط اون باید خوراک خوب بخوره و ببر ...

کارخوبی کردی والا سودش چیه زندگی با این ادما

مردایی بی پول نمیدونم چرا زن میگیرن خب مجرد خونه اجاره کنید زندگی کنید

یه عمر باید بسوزی و بسازی اخرشم هرچی دهنشونه بهت میگن و طلبکارم میشن

همیشه هم به همه گفتم هیچوقت و به هیچ عنوان برای شوهراتون و زندگیتون طلاها رو نفروشین بذارید یه عمر مستاجر باشه یا ماشین خوب نداشته باشه

بد جور بهتون ضربه میزنن هواستون باشه دلسوزی نکنید

تمام سرمایه یه زن خانه دار طلاهاشه و بس

کارخوبی کردی والا سودش چیه زندگی با این ادمامردایی بی پول نمیدونم چرا زن میگیرن خب مجرد خونه اجاره ک ...

من هم اون اول طلاهامو بخاطر آقا فروختم و دادم برای رهن خونه... نصف رهن خونه پولش مال منع هم طلامو دادم آقا قسطی گوشی برای خودمو خودش برداشت البته یک وقتی فکر نکنیم گوشی آیفون خریده از این چینیا هست و قسطی لوازم یدکی برای ماشینش خریده دست آخرم از من بدتری نبود اره بابا بعد از دو تا شوهر فهمیدم آدم فقط و فقط باید دلش ب خودش بسوزه نه به این انگلا

دلسوزی تهش ک و ن سوریه

من از یک شکست عاشقانه می آیم . بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند .شکست نه برای پنهان کردن است نه برای پنهان شدن .می گویند از صبح بنویس . از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وقتی تمام وقت . باران پنجره ی چشمانم را شسته است . همه دلشان نقش های مثبت می خواهد و آدم های خوشحال . اما من گمان می کنم این خیلی خوب است ک نمی توانم ادای آدم های خوشبخت را در بیاورم .بی ستاره ام و زرد با طعم معطر پاییز .ک حضورش تنها معجزه ی لحظه های تنهایی من است . قیمت وفا شاید گران تر از آن بود ک بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده ی داشتنش بر آید . سقف اعتماد تعمیری ست . مدام چکه می کند .آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او ک باید پر باشد خالی ست .نمی توانم باورش کنم نه رفتنش و نه ماندنش را .مهم نیست تمام سرزنش ها را می پذیرم به بهانه ی تولد حقایق غم انگیزی ک درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند . خلاصه غم سنگینی ست اگر سر نخواستن دلی دعوا باشد . اما همیشه حق با برنده ها نیست . می شود در عین بازنده بودن سر بلند بود و او را از کوچه پس کوچه های دنیا گدایی کرد . قرار بود حقیقت را بگویم سخت ست . بی علاج ست . دانستنش آدم را کم کم می کشد . گریه ی شبانه می آورد . اما همین است خبر کاملا ناگوار و واقعی ست ....اون یکی رو جز من داشت ....سکوت می کنم تا ب خاک سپردن آخرین خاکسترهای آرزوی بر باد رفته ام آبرومندانه باشد . گریه می کنم باشکوه . مثل اقیانوس . بلند مثل اورست . او نمی شنود و نمی داند که ماه . خوشبختی مشترک همه ی بی ستاره هاست . یک سوال کوچک می ماند برای پرسیدن از کسی که بی پاسخ ترین سوال فکر آشفته ی من است .... چی کار کرد این دل سادم .... که از چشم تو افتادم ؟؟؟ ...اینقدر روز و شبامو خونه ی ستاره کردی.... ک ب یادم نمی مونه نامه هامو پاره کردی....

دوست عزیز

اگه همسرتون هیچوقت شغلش رو عوض نکنه چی؟

به نظر شما، خودتون چه کاری میتونید یاد بگیرید که کمکم از خونه درآمد داشته باشید؟
به نظرم الان بزرگترین سرمایهگذاری برای شما کار کردن روی خودتونه.

چون تغییر دادن همسر خیلی وقتها از اختیار ما خارجه، ولی یاد گرفتن یه مهارت و ساختن یه درآمد هرچند کم، کاملاً دست خودمونه. مثلا:

یه کسب و کار خونگی

آنلاین و کانال و پیج
آشپزی
شیرینی پزی
بسته بندی
سرخ کردنی ها

خیاطی

آموزش مثل آموزش نگهداری از کودک یا هر کاری که الان دارید راحت انجام میدید مثل همون آشپزی


با احترام


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792