2777
2789
جاری من اصلا از من خوشش نمیاد

ماهم همینطوربودیم تااینکه حرف مشترک پیداکردیم اونم ازاراذیت مادرشوهرمون که چه کاراییواسه ناراحت کردن ماانجام میدادوبیشترپسراشوبه خودش میچسبونددیگ خوب شدیم کم کم الانم اعتراف میکنیم بهم میگیم اوایل الکی خوب بودیم تامادرشوهروعصبی کنیم ولی الان دیگ نه

ماهم همینطوربودیم تااینکه حرف مشترک پیداکردیم اونم ازاراذیت مادرشوهرمون که چه کاراییواسه ناراحت کردن ...

من امتحان کردم ولی نشده

جاری من منو دور نگه میداره از خودش که به شوهرم نزدیک بشه

دخترک خنده کنان گفت که چیست...راز این حلقه زر...راز این حلقه که انگشت مرا... اینچنین تنگ گرفته است به بر...راز این حلقه که در چهره او...اینهمه تابش و رخشندگی است...مرد حیران شد و گفت... حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است...همه گفتند:مبارک باشد...دخترک گفت:دریغا که مرا...باز در معنی آن شک باشد... سالها رفت و شبی...زنی افسرده نظر کرد برآن حلقه زر...دید در نقش فروزنده او... روزهایی که به امید وفای شوهر...به هدر رفته هدر....زن..... پریشان شد و نالید که وای...وای این حلقه که در چهره او...باز هم تابش و رخشندگی است... حلقه بردگی و بندگی است...فروغ فرخزاد.....

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

من امتحان کردم ولی نشده جاری من منو دور نگه میداره از خودش که به شوهرم نزدیک بشه

پس اون واقعامشکل داره دیگ واقعابه شوهرت بگواگ یباردیگ گرم بگیری مهمونی یاهرجادیگ پامونمیزارم یاعلن به جاری میگم که خوشم نمیادازش اونم پیش توقسمم بخورکه این کاررومیکنی  واستابفهمه جدی هستی 

پس اون واقعامشکل داره دیگ واقعابه شوهرت بگواگ یباردیگ گرم بگیری مهمونی یاهرجادیگ پامونمیزارم یاعلن ب ...

فکر میکنی نگفتم،خیلی گفتم

ولی منکه همیشه اونجا نیستم

شوهرم تنهایی میره خونشون وقتی هم ازش میپرسم میگه نه نرفتم.

دیگه امروز زنگ زدم بهش تکلیفمو روشن کنم

دخترک خنده کنان گفت که چیست...راز این حلقه زر...راز این حلقه که انگشت مرا... اینچنین تنگ گرفته است به بر...راز این حلقه که در چهره او...اینهمه تابش و رخشندگی است...مرد حیران شد و گفت... حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است...همه گفتند:مبارک باشد...دخترک گفت:دریغا که مرا...باز در معنی آن شک باشد... سالها رفت و شبی...زنی افسرده نظر کرد برآن حلقه زر...دید در نقش فروزنده او... روزهایی که به امید وفای شوهر...به هدر رفته هدر....زن..... پریشان شد و نالید که وای...وای این حلقه که در چهره او...باز هم تابش و رخشندگی است... حلقه بردگی و بندگی است...فروغ فرخزاد.....
فکر میکنی نگفتم،خیلی گفتم ولی منکه همیشه اونجا نیستم شوهرم تنهایی میره خونشون وقتی هم ازش میپرسم م ...

اره حستودرک میکنم خداخودش بهت کمک کنه ولی دیگ کوتاه نیاچون این تویی ک عذاب میکشی خدایی برادرشوهراوقتی میبینن اینقدزنشون بابرادرشوهره جوره ناراحت نمیشن یعنی ته دلشون یه شک کوچیک هم نمیفته

اره حستودرک میکنم خداخودش بهت کمک کنه ولی دیگ کوتاه نیاچون این تویی ک عذاب میکشی خدایی برادرشوهراوقت ...

آخه چیکار کنم راه چاره ندارم

خونواده خوبی هم ندارم طلاق بگیرم

برادر شوهرم انگار اصلا خیلی سادست هیچی نمیفهمه آدم فکر میکنه عقلش کمه.

دخترک خنده کنان گفت که چیست...راز این حلقه زر...راز این حلقه که انگشت مرا... اینچنین تنگ گرفته است به بر...راز این حلقه که در چهره او...اینهمه تابش و رخشندگی است...مرد حیران شد و گفت... حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است...همه گفتند:مبارک باشد...دخترک گفت:دریغا که مرا...باز در معنی آن شک باشد... سالها رفت و شبی...زنی افسرده نظر کرد برآن حلقه زر...دید در نقش فروزنده او... روزهایی که به امید وفای شوهر...به هدر رفته هدر....زن..... پریشان شد و نالید که وای...وای این حلقه که در چهره او...باز هم تابش و رخشندگی است... حلقه بردگی و بندگی است...فروغ فرخزاد.....
چقد بده یعنی چی مگه چیزی بینشونه

نمیدونم توضیح دادم بالا

حتما چیزی هست که اینطورین

امشبم به شوهرم گفتم زود بیا تا تکلیفمو روشن کنم

دخترک خنده کنان گفت که چیست...راز این حلقه زر...راز این حلقه که انگشت مرا... اینچنین تنگ گرفته است به بر...راز این حلقه که در چهره او...اینهمه تابش و رخشندگی است...مرد حیران شد و گفت... حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است...همه گفتند:مبارک باشد...دخترک گفت:دریغا که مرا...باز در معنی آن شک باشد... سالها رفت و شبی...زنی افسرده نظر کرد برآن حلقه زر...دید در نقش فروزنده او... روزهایی که به امید وفای شوهر...به هدر رفته هدر....زن..... پریشان شد و نالید که وای...وای این حلقه که در چهره او...باز هم تابش و رخشندگی است... حلقه بردگی و بندگی است...فروغ فرخزاد.....
آخه چیکار کنم راه چاره ندارم خونواده خوبی هم ندارم طلاق بگیرم برادر شوهرم انگار اصلا خیلی سادست هی ...

هیچوقت بخاطذجاریت ک توروطلاق نمیده امشب هرچی شدبیابگوبعدامیدوارم شوهرت به عقل بیاد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792