سلام عشق قدیمی...
۸ ماهه که نیستی ولی یادت هر لحظه مثه نفس تو ریه هامه مثه خون تو رگامه اصلا انگار هر لحظه به لحظه تو یادمی...
یادم میاد همیشه تو بودی که رابطه تموم شده را شروع میکردی آخه خودت بودی که میرفتی و باز بر میگشتی، ولی من همیشه ایستاده منتظرت بودم. هیچوقت نخواستم ترکت کنم. اما برای آخرین بار که خواستی بری من دیگه نخواستم جلوتو بگیرم آخه دوست داشتن دوطرفش خوبه، تلاش کردن دوطرفشه که قشنگه...
اما اگه تو بخوای بری گریزی نیست...
میدونی من آدم رفتن نبودم، این تو بودی که ترس از رفتن نداشتی...
هر جا هستی خوشبخت بشی دختر پاییز...