2777
2789
عنوان

خواهرم

180 بازدید | 9 پست

من خواهر مو بردم خونه دوستم یه خانم تقریبا ۴۵ ساله بود دوستم بعد دوست من تاحالا خواهرمو ندیده بود

بی خبر یهو گفتم بریم در حیاطشون باز بود رفتیم داخل بعد دستشویی تو حیاط بود من دستشویی داشتم رفتم خواهرم موند تو حیاط بعد از دستشویی اومدم بیرون دیدیم که خواهر خم شد پشتش سمت دوستم داره میوه های درختو داره میچینه بعد دوستم میزنه بهش میگه:بفرمایید؟

خواهرمم میگه الان میام،الان میام

دوستمم با تعجب نگاهش میکنه منم سریع رفتم سلام کردم احوال پرسی و خواهرمو معرفی کردم بعد

که رفتیم داخل خواهرم هعی پسرش ۱۰ سالشه میرفت میرفت بیرون جیبش رو پر از میوه کرد بعد شلوارش ازینا بود که ۶ تا جیب بزرگ داره موقع رفتن خواهرم اومد پفیلا و تخمه ای که دوستم اورد جلومون تو کاسه رو ریخت تو کیفش بعد با خنده به دوستم گفت سهم خودمونه دیگه و ها ها خندید تا چند روز پیشم تخمه در میورد از کیفش میگفت مال فلانیه

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2833
2791
2779
2792
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   heعباسی  |  3 ساعت پیش
توسط   فرهاد_es_1399  |  3 ساعت پیش