چی بگم آخه 8 ماهه که نامزدم هی میگه دو ماه دیگه تمومه، برام هم توضیح نمیده که درآمد مغازه چقدره و مثلا ماشینشو ک فروخته و ثبت نامی اسم نوشته رو کی تحویل میدن.
شاید نامزذم خودش هم نمیدونه داره چیکار میکنه.
منم اینوسط نگرانم که کی خونه تموم میشه، ماشینمون برمیگرده.
بعد واقعا هم دو نمونه اینجا عقد طولانی داشتیم یکی دخترای 14 15 ساله که با پسر 22 ساله ازدواج میکردن تا میومدن خونه بسازن و اینا، 5 6 سال طول میکشید
و یکی هم از سال 98 1400 به اینور کم کم اوضاع بی ریخت شد دیدم که سمت ما هم ک مد و مرسوم نبود عقدهی 5 6 سال بوجود اومد، ولی با همه ی اینها منو نامزدم ن تنها 14 15 ساله، بلکه 19 20 هم نبودیم
و اینکه نامزدم زمان خواستگاری اسکلت داشت و ماشین.
دختر عمه ام گیر داده که تازه اول بسم الله اتونه، نمیدونم همه ی دیگه هم 5 6 سال عقد میمونن، شما هم مث اونا. دیگه من نیومدم بگم آخه شما 18 19 ساله بودین شوهرت سربازی نرفته بود حتی یا زمین هم نداشت یا ماشین مال بالاش بود که ناراحت نشه
ولی ته دل خودم خالی میشه، چون نامزدمم هیچوقت درست نمیاد بشینه برام بگه داره چیکار میکنه