2789
عنوان

حس خوب

16 بازدید | 0 پست

چقدر به این حس نیاز داشتم حتی نمیدونم خوشحال شدنن عادیه یا اشتباه وقتی خواهر کوچیکم بی اجازه رفته بود سر کتری و چای ریخته بود گذاشته بود تو سینی و برام اورد یهو از دستش ریخت چای روی فرش اون لحظه یه لحظه عصبی شدم ولی قبل هر واکنشی تونستم عصبانیتمو و کنترل کنم و بهش گفتم فدای سرت اون استرس و ترس تو چشماش به یکباره ریخت و حس اعتماد و دلگرمی و میشد تو چشماش ببینم

همیشه ارزوم اینه برخلاف اینکه مادر خوبی نداریم و سر کوچیکترین چیزا از بچگی کتکم زد و فحش داد خواهرم حداقل ابجی بزرگه خوبی داشته باشه از یه طرف دلم براش میسوزه مادرم انقدر اذیتش میکنه💔

۷ سالشه ولی مامانم وقتی من نیستم ازش کار میکشه میگه پتوهارو جمع کن یا یه سری چیز دیگه ولی همیشگی نیست


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792