روزها میگذرندو من هر روز دنیا را بیشتر میشناسم عاقل ترمی شوم و محتاط تر. دیگر کمتر رویا میبافم دیرتر آدمهارا باور میکنم کمتراز زشتیها تعجب میکنم بیشتراحساساتم را نادیده میگیرم روزهامیگذرندو من هر روزبیشتر از دنیای سادگی ام فاصله میگیرم.
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
چند سال دوست بودن کجاش سنتی بوده، چرا هر ازدواجی که تهش به سردی میرسه میگید سنتی؟؟!!
اتفاقا خیلی از از ازدواجهای سنتی تا اخر شیرین و پایدار و عاشقانه مونده
بسی رنج بردم در این سال سی،، عجم زنده کردم بدین پارسی،، کاش بجای بکار بردن کلمات انگلیسی و عربی از کلمات زیبای فارسی استفاده میکردیم و زحمات فردوسی بزرگ رو بر باد نمیدادیم 🥲🥲🥲