یکم طولانیه ولی لطفا راهنماییم کنین
منو اکسم همدیگرو خیلی دوسداشتیم بیشتر اون اونموقه دوسم داشت من تحت شرایط بدبودم هی ذوقشو کور میکردم هی میخاستم جدابشم هرروز و کلی التماس میکرد ک نشم و خلاصه خبلی دوسم داشت یمدت
نمیدونم چیشد واقعا کم اورد از اخلاقم یاچی دیگ افتاد رودور لج و هیچوقت مثل قبل نشد و برعکس من راغب شده بودم و هی میرفتم دنبالش این سری و اون نازمیکرد((:
یروز بادوستم ایسگاشوگرفتیم و مسخرش کردیم میدونم کارم بدبود ولی فک نمیکردم انقدررر بهش بربخوره
بعد دیگ باهام حرف نزد فرداش گف بهت خیانت کروم لجمو دراوردی رفیقم دختر اوردو با دخترع رابطه داشتیم
میدونس خیانت خط قرمزمه
و هیچجوره نمیتونم هندلش کنم
جداشدیم ولی من هنوز خیلی دوسش داشتم از خودم متنفربودم ک انقدررر دوسش داشتم هنوزو کسی ب دلم نمینشست بااینکه پیشنهاد زیاد داشتم
یبار ک پیام داد برای اینکه حلالش کنم منو هوایی کرد ی هفته بعدش بهش زنگ زدمو چنروز بعدش همودیدیم
بعد ک باز باهم خوبشدیم ب تلافی کارش منم خیانت کردم اما رابطه ن ها دوست شدم باکسی
ولی خبرنداره میخاستم تو ی موقعیتی بگمک تلافی کنم ولی فرصت نشد چون همش باز دعوامون شد هی خاستم حرصشو درارم اونم حرصمو درمیاورد اون هم از لحاظ اینک من میگفتم از فلانی خوشم اومده اون میگف فلانی بام اینکارو کردو اینا خودش حرصمو درمیاورد منم تلافی میکردم و اون بهم توهین کرد اینوک گفتم دعوامون شد گف دیگ پیمو زنگ نده بمن
میدونم تواین رابطه منم خیلی تاکسیکم
نمیتونم بیخیالش بشم
دوسش دارم از دلتنگی دارم دق میکنم چیکارکنم مثل اولش بشه چرا یهو انقدر بدشد فک نمیکردم رفتارام اینطوریش کنه
بخدا اگمث قبل بشه اخلاقمو درست میکنم
چبکارکنم کمک کنین
من نمیتونم بایکی دیگ برم حال اشنایی دوباره رو باکسی ندارم فکر اینکه الان نباشم بره باکسی مغزمو میخوره ازونطرف اونم فک میکنه من هرروز بایکی دوس میشم واقن اینطوری نیستم اون حرصمودرمیاورد منم میگفتم حرصش دراد میدونم بچه بازیه ولی بخدا دس خودم نبود خیلی لجبازم🥲