2821
2789
عنوان

جدایی

16 بازدید | 0 پست

سلام دوستان

توی یه دوراهی خفقان آور گیر کردم شاید باگفتنش اینجا کمی از بار روانیش برام کم بشه

من دوساله سر خونمم و قبلش دوسال نامزدو عقد بودم

دوران نامزدیم بدترین دوران زندگیم بود همسرم به شدت بامادرم مشگل داشت همش دنبال بهونه برای خورد کردن خانوادم بود اینکه حق داشت یانه رو کاریندارم چون اگر خودم بودم حداقل حرمت نگه میداشتمو هر رفتاری نمیکردم و برای اون معنایی نداره از طرفیم توی این سه سال حتی یه بادم درست پول توجیبم نزاشته یا اگرم چیزی بخره مدام سرم منت میزاره اطرافیانمو مسخره میکنه و رفتارای این شکلی توی هیچ جمعی کنارش سرم بالانیست وکلی رفتار دیگه که اینجا گنجونده نمیشه درکل وقتی به آینده فکر میکنم اصلا دلم نمیخاد باهاش بچه ای داشته باشم چون تموم مشگلاتی قراره پیش بیادو میتونم بشمارم از طرفیم خانوادم طوری نیستن که بتونم جدابشم برگردم پیششون درکل نمیتونم تکیه کنم از طرفیم اجازه جدا زندگی کردنم ندارم کاملا مطمعنم خانوادن یا طردم میکنن یازرکی میبرنم خونه خودشون از طرف دیگه تحمل رفتارای شوهرم برام سخته و روز به روز بیشتر ازش نفرت به دل میگیرم بارها خواستم جدا بشم حتی یه بار وافا برگشتم خونه پدرم اما طوری باهام رفتار شد که ترجیح دادم برگردم ولی نمیتونم اینطوریم ادامه بدم نمیخام بچه هم بیاد وسطو دیگه چاره ای جز موندن نداشته باشم

چیکار کنم داشتین کسیو با این شرایط ؟

2825
2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792