حدود ۱ ماه پیش من شقاق سینه گرفتم شدید یبار که به پسرم شیر دادم بعدش اونو گذاشتم پیش باباشو رفتم حموم وقتی از حموم اومدم شوهرم گفت رویا نیکان استفراغ کرد و قهوه ای بود
من داشتم سکته میکردم که تاپیک زدمو دوستان گفتن که اگه یبار باشه ایرادی نداره و.........
بعد دیگه من سعی کردم فراموش کنم اون اتفاق و تا اینکه نزدیک ۱ هفته بعد من رفتم خونه مامانم شب اونجا موندم صب زود یهو خواهرم بیدارم کرد و گفت که رویا نیکان چرا اینجوری بالا اورده😲😲😲