2789
عنوان

نتوانم

82 بازدید | 1 پست

دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم

وین درد نهان سوز نهفتن نتوانم


تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت

من مست چنانم که شنفتن نتوانم


شادم به خیال تو چو مهتاب شبانگاه

گر دامن وصل تو گرفتن نتوانم


با پرتو ماه آیم و، چون سایه دیوار

گامی از سر کوی تو رفتن نتوانم


دور از تو من سوخته در دامن شبها

چون شمع سحر یک مژه خفتن نتوانم


فریاد ز بی مهریت ای گل که درین باغ

چون غنچه پاییز شکفتن نتوانم


ای چشم سخن گوی تو بشنو ز نگاهم

دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم


محمدرضا شفیعی کدکنی

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز