بعد ۹ سال زندگی با هزار بار خجالت و ...ناراحتی رودروایسی تا به شوهرم پیشنهاد دادم اگه میدونی نمیتونی ادامه بدی و دوسم داشته باشی (از اول میدونستم 🥲بخاطر خانوادش بامن ازدواج کرده دلمم میسوخت ) بیا طلاق توافقی بگیریم ....فورا قبول کرد 😅گفت کی بریم دنبال کاراش (فکر نمیکردم اینقدرا هم دیگه براش عادی باشم )شما بودین چیکار میکردین (هرچند برا اون راحته ولی خانواده من بعدش مطمعنم منو تا مرز کشتن میبرن ولی مهم نیس دوس ندارم اینقدر تحقیر امیز زندگی کنم🥲
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.