2789
عنوان

دیالوگ بامزه

69 بازدید | 1 پست

هم ساده یه روز رفتیم محضر ماشینو به نام خودمون کنیم نمیدونم چی شداون وسط ازیکی طلاق گرفتیم ما که اصلا زن نداشتیم الان ۵ ساله دارم مهریه میدم آقای مجری به کی....آقای همساده نمیدونم به کی ینی داغونمااا له لهم. دلم برنامه مهمونی میخواد

من خدا رومیبینم به شکل نور درمحیطی نیمه روشن پراز عطر گل با نورهای کوچک معلق درهوا با چشمه کوچک زلال صدای اهنگ صبح درمادرید گوش رو نوازش میکنه ومن درآغوش خداوندم دوستم داره بدون که به من نیازی داشته باشه.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز