دلیل ازدواجم باهاش اجباری بود خانواده فکر میکردن پسر خوبیه خیلی ولی فقط ماه های اول سه تومن اینا پول زد برام دیگه نزده خسته شدم الان اینقد خانوادم میکوبنش سرم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
ینی خانوادت مجبورت کردن باهاش ازدواج کنی؟ اگر اره بگو دست گلیه ک خودتون آب دادین تو سر زدن نداره!!!
شب سیه گذر کند،غم از وطن سفر کند،دوباره میخندیم،دوباره میخندیم....🥀چه جوانانی! اسماعیل، میبینی؟ چه جوانانی!بسیاریشان هنوز صورت عشق را بر سینه نفشرده اند😔یعنی واقعا ما به دنیا اومدیم که فقط بجنگیم؟ پس کی نوبت زندگی کردن میرسه؟ من حتی یادم رفته آرزوهام چی بود..💔گفت نمردیم و چه چیزها دیدیم... گفتم ای کاش مرده بودیم و نمیدیدیم...💔هر کسی هر آنچه باید میدید دید آنچه باید میفهمید فهمید هر کسی هم نفهمید سودش در نفهمیدنش بود...!!! میبینم...آن شکفتن شادی را / پرواز بلند آدمیزادی را / آن جشن بزرگ روز آزادی را...✨️🕊🌱