از دوسپسرم جدا شدم.سه ماه با هم بودیم.از طریق فضای مجازی آشنا شدیم .پیشنهاد داد منم قبول کردم .همو دیدیم .اوایل همش زنگ میزد گل میخرید حرفای عاشقانه میرفتیم بیرون میگشتیم رفته رفته دیگه بین رفتار ها نموندن.یه روز پرسیدم رابطه ما با کجا میرسه گفت که اون قصد ازدواج نداره .خیلی دوسش داشتم.گفتم پس اگه ازدواج نمیکنی جدا بشیم.خیلی گریه کردم افسرده شدم.
تا دو ماه بشدت افسرده و غمگین بودم
بعدش یه ماه دوباره با هم بودیم و بعد تا شش ماه جدا بودیم .الآنم رفته .
بعد اون من هیچ لحظه ای نبود که از ذهنم بیرون بره.حس میکنم بدبخت شدم و اون بهترین آدم زندگیم بود.و هرگز کسی بهتر از اون نیست.حس میکنم دیگه. عشق اتفاق نمی افته و خیلی دلم تنگ میشه.میگفت ک فکر میکرد اکه با من باشه حجم مشکلات زندگی براش سبکتر میشه.اما گفت ک اشتباه میکرد
خلاصه رفت ازم دل برید
.گاهی میگم کاش شروع نمیشد .کاش. من نمیرفتم .بعد اون دیگه خوشحال نیستم.حتی از مردها دیگه بشدت بدم میاد