تنهام. ۱۸ سالگی، آدم خودش نصف جهان مشکلاته! از یه طرف درس و تست، از اون یکی طرف آینده مبهم، از اون یکی هم اضطراب که مثل مهمون ناخونده میاد و نمیره. تو سن ۱۸.۱۷ سالگیم چن بیماریو باهم دارم ولی نمیخام ناشکری کنم(خیلیاهم دارن مث من هستن)...خیلی از همسنامو میبینم درگیر کنکور و خوشگذرونی و...هستن ولی من با خانواده دارم بخاطر بیماری هام دست و پنجه نرم میکنم. حیف که ظرفیت تریاک و سیگار ندارم یا استفاده میکردم. شنیدم نباید بیماری هارو به کسی گف ولی من میگم خالی بشم. خداروشکر راضیم و زندگیم میگذرونم شماهم بگذرونین از خدا راضی باشین، خدا بدبختارو دوس داره اینطور شنیدم.
من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمیها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبههای برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبههای برتر کشوره.
گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامانهایی بخوره که بچهشون کنکوریه 🌱
و اگر من زنده نماندم و به خانه پشت ابرها رفتم، تو به جای من زندگی کن و به جای من بنویس که روزهای خوب را دیدی که روزهای بی درد را زیستی، برای من گریه نکن که من برای خود فراوان گریسته ام چایت را بنوش و به یاد من کیک نارنج بپز و بدان که مرگ مرا از رنجی بزرگ رهاند
من خدا رومیبینم به شکل نور درمحیطی نیمه روشن پراز عطر گل با نورهای کوچک معلق درهوا با چشمه کوچک زلال صدای اهنگ صبح درمادرید گوش رو نوازش میکنه ومن درآغوش خداوندم دوستم داره بدون که به من نیازی داشته باشه.
من خیلی به این سوال فکر کردم جوابی هم براش پیدا نکردم
آخرم به این نتیجه رسیدم که مگه کسی برای این دنیا اومدن از ما سوال پرسیده بود که هدفی براش داشته باشیم ما علی رغم میل خودمون به این دنیا پا گذاشتیم برای همین هم هدفی واقعا نداریم هممون فقط داریم زندگی رو تموم میکنیم