هنوز چهار روز از زندگی مشترکمون نگذشته ، بهم گفته بود که تنها از خونه بیرون نرم ، امروز تا عصری دم دمای افطار سر کار بود منم نخواستم اذیتش کنم خودم رفتم خرید وقتی برگشتم خونه بود فک نمیکردم انقد عصبانی بشه خون خونشو میخورد اولش داد و بیداد کرد بخاطر بیماریش نگرانش شدم و سعی کردم آرومش کنم ولی نشد بدترم شد افتاد به جونم ، هر چی تقلا میکردم فایده ای نداشت ، الان ولی پشیمونه ، هر چی در اتاقو میزنه بازش نمیکنم ازش توقع اینکارو نداشتم اونم وقتی که من بخاطرش قید همرو زدم...
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
ببین این جور مردا اعتماد بنفستو نابود میکنن. از الان حواست باشه که این کاری که کرده ناشی از یه جور ناراحتی روانیه و مشکل از شما نیست. سعی کن اعتماد بنفستو نذاری هدف بگیره. با این که خیلی سخته ولی بهش این اجازه رو نده
استاتر اینجا نگفتی چند سالته اما تو تاپیکای قبلی یه جا گفتی 23 سالته یه جا 18گفتی، پریشبم که نوشتی عروسیت بود گفتی 17 ساله ای چرا هی کوچیک می شی ،؟ بعد تاپیکایی که زدی یه جورایی شبیه فیلم سینمایین نکنه تاپیکت سرکاریه آبجی