2777
2789
عنوان

حس بدی دارم

208 بازدید | 6 پست

۲۶ سالمه دانشجوی دکتری هستم. دانشگاه دولتی میخونم. همسرم حمایتم میکنه. شاغل هستم و تصمیم مون این بود تا یکسال دیگه بچه دار نسیم ولی الان باردارم.

دانشجو بودن، مادر بودن، شاغل بودن ، همسر بودن گرچه همسرم حمایت میکنه ، رو نمیتونم هندل کنم.

راستش چون پشت سر هم مقاطع تحصیلی رو خوندم کمی خسته ام. دوست داشتم استراحت کنم کتاب آزاد بخونم

از دکتری پشیمونم کاش فقط یه مادر بودم یا همسر

حس میکنم از طرفی این ازدواج و بچه هم باعث میشه پیشرفت نکنم. قبل ازدواج کلی هدف و ...داشتم اما الان یه موجود بی انگیزه شدم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عزیزم خواهر منم همچین اتفاقی در طول ترمش براش افتاد

ولی تو از آینده و معجزه ای که میاد تو زندگیت خبر نداری

به این باور داشته باش که دست خدا تو دستاته

الان خواهرم همشو حقیقتا داره هندل میکنه و بهش میگیم چطور میتونی و چیکار میکنی و...

همش میگه بخدا خودمم نمیدونم فقط توکل کردم به خدا

مشکلش این بود بچشو بده به کی بگیرتش وقتی میره سرکار یا میره دانشگاه

مادرم به عهدش گرفت و کمکش کرد

شوهرش مشکل داشت با بچه داشتن

بعد از به دنیا اومدن بچشون زندگیشون افتاد رو یه ریتم منظم و درست

نزدیک تر شدن به همدیگه

صبور تر و با گذشت تر شدن

و خیلی چیزای دیگه که خودت بعدا تحربشون میکنی و میرسی به این حرفم

فقط توکل کن به خدا

دختر خوب هیچ میدونی چندین هزار نفر هستن که آرزو دارن در جایگاه الان شما باشند به لحاظ تحصیلی و جایگاه اجتماعی خوب داشتن ؟! من جمله خورده من یکی !

هرکسی توی هر رشته ی خوبی که هست و داره تحصیل میکنه لطفا پا پس نکشه من و امثال من غبطه می خورم به جایگاه عالی ای که شما دوستان دارید

انشاءالله که موفق باشید

اسی شده دوران بارداری رو بگذرون فرزندت که به دنیا اومد پرستار بگیر براش یا از مادر و خواهرتون کمک بگیرید

همسرتون هم باید درکتون کنند و کمک حال تون باشند

🖤پروردگارا من رو از جهنمی به نام «این دنیا» نجاتم بده و راحتم کن از این زندگی 🖤

عزیزم. اول از همه بهت تبریک میگم. امیدوارم پاقدمش برات خیر باشه.

دوم این که تو تنها کسی نیستی که این مشکلو دارن. کلی آدمن که مثل تو تو راه تحصیل بچه دار شدن. خدا رو شکر همسرت حامیه. به نظرم سخته درسته ولی هر چیزی راهی داره. یه کم برنامه ریزی لازمه. یه کم به کمک نیاز داری. ولی به نظرم سختیش دو سه سال اوله. همین که یه کم دانا شد میتونی بزاریش مهد. الان یه کم سختی میکشی ولی سختیا میگزرن و لی افتخار و نتیجه های خوشن که باقی میمونن. تو خلنم قوی و بلهوشی هستی و من مطمئنم خیلی خوب میتونی این قضیه رو مدریت کنی.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
2108