2777
2789
عنوان

تجربیات سخت

14 بازدید | 0 پست

من تو دوران خدمت در موقعیتهای آسیبپذیری قرار میگرفتم و چند نفر نمیتونستیم رژه بطور هماهنگ بزنیم بعد فرمانده وقتی میخواستم رژه با همخدمتیها برم میگفت تو گمشو نمیخاد بیای رژه بعد ی همخدمتی کثیف تجربیات و ضعفهای منو دیده بود روم لقب میداشت و... بعد چندماه تو یگان که تو یه شهر بودیم افتادیم خرمآباد دیدمش به لحن تحقیر گفت ببین تو ده سال دیگه هم موتوری یعنی هرکی تورو ببینهها میشناستت یا پی میبره کی هستی! نابودم کرد با این حرف یعنی منو هرکی ببینه میفهمه من ضعیفم🥹

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

و من

__mahyar | -6 ثانیه پیش
2791
2779
2792