من تو دوران خدمت در موقعیتهای آسیبپذیری قرار میگرفتم و چند نفر نمیتونستیم رژه بطور هماهنگ بزنیم بعد فرمانده وقتی میخواستم رژه با همخدمتیها برم میگفت تو گمشو نمیخاد بیای رژه بعد ی همخدمتی کثیف تجربیات و ضعفهای منو دیده بود روم لقب میداشت و... بعد چندماه تو یگان که تو یه شهر بودیم افتادیم خرمآباد دیدمش به لحن تحقیر گفت ببین تو ده سال دیگه هم موتوری یعنی هرکی تورو ببینهها میشناستت یا پی میبره کی هستی! نابودم کرد با این حرف یعنی منو هرکی ببینه میفهمه من ضعیفم🥹