بچه ها من همسرم خوبه
روزهای عادی نازمو میکشه،بعضی وقتا توکارها کمکم میکنه
معمولا مناسبت هارو یادشه و گاها سوپرایز میکنه
ولی وقتی دعوامون میشه هرچی از دهنش در میاد میگه،توهین میکنه به خودم و خانوادم الان دیگه منم شدم مثل خودش ..الان دیگه بعداز یه دهه از زندگیمون حیا وپرده معنی نداره تو زندگیمون..
هردفه یه ساعت بعد دعوا میاد ناز میکشه اشتی میکنیم.
ولی دیروز سرهیچ وپوچ دعوامون شدتو ماشین کار کشید به فوش کتک کاری و...
از دیروز ازش متنفرشدم..قبلا یکم دیر می اومد برا اشتی تو دلم اشوب بود دلم میخاست زود بیاد اشتی کنیم
الان دلم نمیخاد ببینمش تا حدی دیروز عکسشو تو اتاق برعکس کردم که نبینمش..
هردفعه بعد دعوا معذرت خواهی میکنه وقول میده دیگه تکرار نکنه ولی باز..
یه دختر هم دارم اون دعوامون وقهرکردنامون رو میبینه خیلی ناراحت میشه سعی میکنه اشتیمون بده چشمش به ماس..الان موندم چیکار کنم اشتی کنم متنفرم ازش اشتی نکنم بچم اذیت میشه
طولانی شد ولی خاهرانه باهام حرف بزنین♥️