2777
2789
عنوان

ازدواج

73 بازدید | 2 پست

عاشق پسر فامیل شدم


از بچگی باهم بزرگ شدیم یه سال ازم بزرگتره


الان ۲۷ سالمه


میدونم اونم دوسم داره تو نوجونی بهم گفتن که خونواده ازش پرسیدن از کدوم از دخترهای فامیل خوشت میاد منو گفته.


مشکلش اینه خیلی کمروعه اصن نمیاد جلو. تو نوجونی با اینکه عاشقش بودم هم هیچی نمیگفت دیگه منم با یه نفر دیگه تو اون سن رفتم تو رابطه اینم فهمید ولی خوب رابطه من با اون شخص کات شد. هنوز عاشق این پسر فامیلمون هستم یه مدت رفت تهران دانشگاه تهران درس خوند الآنم مهندسه. نمیدونم چیکار کنم دیوونه دارم میشم دیگه

همچین چیزی رو من داشتم با فرق اینکه من از بچگی دوستش داشتم ولی خب بچه بودم دیگه اون چند سال ازم بزرگتر بود گاها خبر میشنیدم که دوست دختر داره و اینا(داداشم رفیق صمیمیش بود) بعد موقعی من ۱۸ ۱۹ سالم شد ازم خاستگاری کرد منم گفتم نه. البته که شرایطمون خیلی فرق داشت ولی خب من همیشه بودم یهو تو ۱۸ سالگی سبز نشدم که.میتونست تحمل کنه با کسی نباشه پس منو دوست نداشته

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

خب اگر اون کم روعه شما شمارشو پیدا کن باهاش سر صحبت باز کن،شاید اونم منتظر شماست ،این مسئله برای من پیش اومده بود بهش پیام دادم همدیگرو دیدیم اما چند وقت بعدش فوت کرد هیچوقت حسرت نمیخورم که چرا بهش نگفتم و اونروز که همدیگرو دیدیم بهترین روز عمرم بود اما چه کنیم قسمت هم نبودیم چون عمرش به این دنیا نبود

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز