رفیق باز بود خیانت کرد کلا این اخریا انگار دوسم نداشت انگار از خداش بود من برم دید دارم میرم هیچی نگفت بعدم یکساله یه تک زنگ بم نزده انقدرم اذیتم میکنه اخه یکی نیست بگه تو که نمیخوای دیگه اینکارات چیه تفافق کن تموم شه ولی هی کشش میده هی شکایت خیلی خسته شدم دلم میخواد برگزدم ناراحتم ک زندگیم خراب شد هنوز یکسالم نشده بود وسیله های خونرو ک خودش خریده بود برده بود گذاشته بود خونه ننش استفاده کنه وسیله های شخصیمم یکمیشو دور انداختن بقیشم دادن فامیلاشون