يه خاستگار واسه خاهرم امده
طبق تحقيقاتي كرديم همه ميگن خوبه و اينا
بعد اين پسره يكم از طريقي ب پسر خالم نزديكه
رفتار پسرخالم عوض شده اين مدت( دو سال از خاهرم كوجيك تره اونجوري نيس بگيم عاشق ابجيمه)
يسري حرفارو ميزنه
بعد پسره خاستگار قسم ميخوره ميگه من همجين حرفاي نگفتم
داره همش حرف دوگانه ميشه پسرخالم يجي ميگه
ك اون تكذيب ميكنه
مثلا پسرخاله ام امده بود ميگفت طرف گفته ما ديگه يك خانواده شديم
پسر خالم گفت ميخواستم بگم بهش كه اره تو هركار كني از خانواده ما نميشي( با حالت تمسخر) به ابجيم تعريف كرد اينارو
حالا اصلا پسره ميگه من صرفا گفتم بريم بيرون همجين حرفي نزدم..
خب اگر پسرخالم فكرميكنه كيس خوبي نيست ك از خانواده ما بشه چرا هيجي نميگه؟؟ و جرا همجين حرفيو ب خاهرم بزنه اصلا
يبار ديگه قبلا خاستگار خيلي بدي امده بود و پسرخالم اصرار ب اون داشت و مادرمو ترغيب ميكرد
انگار ك بخواد مارو بندازه تو چاه
همچين ميكرد
( از بجگي خيلي مهربون بود نميدونم چش شده🤦🏻♀️)