2777
2789

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اینم بگم من ۴۳ سالمه

عه چه خوب، میتونیم دوستای خوبی برای هم بشیم😅

✨با یاد بهرام بیضایی بزرگ، اسم فامیل خویش را از ایشان وام گرفتم✨زنی هستم در آستانه ی چهل سالگی✨اگر کمتر از سی سال دارید سعی کنید با من وارد بحث نشید. مرسی از شما😉از سال نود و شش اینجام✨
وقتی جدا شدید، کی اول رفت سراغ اون یکی؟ شما یا همسرتون؟شما اگه طلاق نمیگرفتی، الان سر زندگیت بودی و ...

وقتی جدا شدم، من به رضا زنگ زدم، چون دقیقا روز نامزدیم، با کاوه گفت، هروقت مشکلی داشتی، رو من حساب کن، منم بدون اطلاع از مادر پدرم داشتم کارهای طلاقم رو میکردم، واقعا تنها بودم ، جدا فکر نمیکردم حتی بهم پیشنهاد دوستی بده، چون متعصب تر از این حرفا بود رضا..ولی پرستو جان، به محض جدا شدن، تو فامیل ، دوستای برادرم ، کسایی بودن که بتونم ازدواج کنم. میخوام بهت بگم، درد من ازدواج نبود...

✨با یاد بهرام بیضایی بزرگ، اسم فامیل خویش را از ایشان وام گرفتم✨زنی هستم در آستانه ی چهل سالگی✨اگر کمتر از سی سال دارید سعی کنید با من وارد بحث نشید. مرسی از شما😉از سال نود و شش اینجام✨
وقتی جدا شدید، کی اول رفت سراغ اون یکی؟ شما یا همسرتون؟شما اگه طلاق نمیگرفتی، الان سر زندگیت بودی و ...

چرا باهاش تماس گرفتم، چون تو کل زندگیم، هیچ وقت کسی به اندازه رضا دوستم نداشت، شاید منم اینو دیر فهمیدم ، اما فرصت از دست داده ام رو زنده کردم. زمانی که با کاوه بودم، دلم عمیق پیش رضا بود، این خیلی بهم میفهموند که عاشق رضام. و اینکه پرستو جان، من واقعا عاشق رضا بودم، اما از سر جاهلیت، تو دلم میگفتم، عشقو بی خیال ، دنبال فلسفه بودم. اما باختم🙃 با کاوه به زندگی باختم. باور میکنید اصلا ناراحت نبودم از تجربه ام؟اون زمان با کاوه سختم شد، اما اگر رضا هم منو نمیخواست، فکر نمیکردم کل زندگی رو باختم، چون من واقعا تو زندگی دنبال خوبی هام. امید دارم، و میگم، به امید زنده ایم ، من برگشتم به رضا، رضا میتونست بگم نه. اما نگفت ، باهم موندیم. چون دوتامون فهمیدم باهم خوشبختیم. به خدا اگر رضا نمیخواست منو ، اصلا دردی نبود، من شاید از ایران میرفتم، شاید کارم رو پیش میبردم..نمیدونم ، به هر حال من همه یک تلاشمو میکنم برا بهتر بودن ☺️

✨با یاد بهرام بیضایی بزرگ، اسم فامیل خویش را از ایشان وام گرفتم✨زنی هستم در آستانه ی چهل سالگی✨اگر کمتر از سی سال دارید سعی کنید با من وارد بحث نشید. مرسی از شما😉از سال نود و شش اینجام✨
وقتی جدا شدم، من به رضا زنگ زدم، چون دقیقا روز نامزدیم، با کاوه گفت، هروقت مشکلی داشتی، رو من حساب ک ...

ایشالا همیشه شاد باشید.

شاید قضاوت کردم اما منظور من اصلن بودن یا نبودن شوهر نبود والا.

منظورم این بود که شما از یه آدم ملایم و ظلم پذیر نهایت استفاده رو کردی بازم دست از سرش برنداشتی

با توجه به خط فکریتون و ظاهر تیپیک همسر سابق، حدس میزنم عقایدتون چی بوده باشه، شما اصلن منظور منو متوجه نشدی که بحث بخواد ادامه دار بشه.

خودت بمن بگو، به یه آدم خوبی میکنی، باهاش توی رابطه ای، یهو میگه من میخوام زن بگیرم. توام چون خوبی میگی اوکی/گریه/ ارزوی خوشبختی

سکانس بعدی، اون آدم شکست میخوره و برمیگرده سراغت، تو با آغوش باز میپذیریش.

سوال: آیا تو عاشقی؟ یا فقط یک زن بی غرور و مهر طلب و بی اعتماد بنفسی؟

آیا طرف مقابلت دوستت داره؟ نمیگیم عاشق، یا فقط یه آدم منفعت طلبه که میدونه یه نفر هست که هنوزم میشه ازش منتفع شد؟

امیدوارم منظورمو گرفته باشی. شوهر برای همه هست. منظورم منافعیه که از قبل میدونستی با این آدم داری

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز