دوستان من ۱۹ سالمه
از نوجوونی خواستگار زیاد داشتم اما طی این ۹،۱۰ ماه اخیر خواستگارام خیلی زیاد شدن
طوری که من هربار که از خونه میرفتم بیرون حتما یه خواستگار برام پیدا میشد
من تا الان بدون اینکه اجازه بدم حرف از دهن طرف بیاد بیرون همون اول بسم الله رد کردم و گفتم :ببخشید من قصد ازدواج ندارم ،یعنی بهتون بگم تا الان حدودا ۲۰ تا خواستگار بدون اینکه اصلا بدونم کی هستن رد کردم
اما این یک ماه اخیر طبق افکار و دغدغه های خودم و راهنمایی از مشاورم به یکی از خواستگار ها اجازه ادامه دادم
یعنی برای اولین بار من دارم یکی از خواستگارهام و میبینم فردا انشاالله
این خواستگارم خانواده خوبی دارن و خونه و ماشین هم دارن، ۲۵ الی ۱۷ سالشه ایشون
مطمئن نیستم چون هنوز آشنا نشدیم
اما امروز یهو یه حسی بهم گفت که دارم خودم و دستی دستی به فنا میدم
چون من خیلی گارد داشتم نسبت به ازدواج طبق حرف های نی نی سایت
چون اینجا همه از ازدواج ناراضی هستن و میگن ۳۰ به بالا ازدواج کنید🥲
الان با خودم میگم با یه نگاه کردن به خواستگار که قرار نیست زنش بشم، خوشم نیومد راحت میگم نه!
اما یه سوال دیگه هم دارم اینکه من فکر میکنم صبر کنم من که اینهمه خواستگار دارم ، یکی بهتر بیاد(هرچند من ایشون و هنوز ندیدم)
اما از یه طرفی میگم اگه قراره بهترش بیاد پس من باید بررسیشون کنم
فردا برم ببینم این خوبه یا نه
نظر شما چیه؟
دوستان راستی این متن و من از قبل تایپ کردم و ایشون رو دیدم، اگه خواستید تعریف کنم چی شد