2777
2789
عنوان

دلم گرفت...😔😔

| مشاهده متن کامل بحث + 320 بازدید | 44 پست
نه بگو بچه ها هم فرق خونه دایی و خاله رو میفهمن خونه خاله رو بهم نمیریزن جالبه هاااا

خوشبحالت میدونی با سیاست چطوری حرفتو بگی من که کلا دیت پاچه میشم چیزیم نمیتونم بگم اخرش فقط حرص میخورم

اینقد حرصم میگیره همچین با خط کش بزارم ازوسط دو نصفش کنم

ارزش نداره واسه یه مشت ادم بی فرهنگ حرص بخوریم،حسودیشون میشه عروسشون ازپس کاربرمیاد ولی دختراشون نه،مطمئن باش دخترش ازپس مهمون داری برنمیاد،که مجبورن یه ایل برن کمکش

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

ارزش نداره واسه یه مشت ادم بی فرهنگ حرص بخوریم،حسودیشون میشه عروسشون ازپس کاربرمیاد ولی دختراشون نه، ...

میترسن دست تنها بمون یه وقت خسته شه...گناه داره اخه با دوا بچه....

بگو اخه مجبوری افطاری بدی??

خب رفتن ک دخترشون کم نیاره دیگه 

والا کاری نمیخواد بکنه که کم بیاره یا نه یه سوپ و یه برنج...افطاره اضافه چیزی باشه یه سالاده وشیربرنج...

بخدا برا تولده پسرم چیکن استراگانف درست کرده بودم...لازانیا بود...سوپ و سالادم که باید باشه کبک و دسر و ژله و تم تولدم بود....دس تنهایی نفسم داشتم میبرید جمعه بود خداروشکر شوهرم خونه بود کمکم میکرد وگرنه میشستم گریه میکردم

ارزش نداره واسه یه مشت ادم بی فرهنگ حرص بخوریم،حسودیشون میشه عروسشون ازپس کاربرمیاد ولی دختراشون نه، ...


نه عزیزم دلشون نمیاد دخترشون كاركنه..مادرشوهرمن كه انتظار داره دخترش بشینه همه براش كاركنن..منم كه😜😜

دوره،دوره تنهایی دستها نیست دوره،دوره تنهایی دلهاست😥😥😥

همون موقع باید میگفتی که اگه اجازه بدین بچه هارو بفرستم پایین چون دارم آشپزی میکنم یه وقت اتفاقی میافته. 

و وقتی اون حرفو زد میگفتی ممنون من که نگفتم کمک میخوام.

منم و این صنم و عاشقی و باقی عمر...   

همون موقع باید میگفتی که اگه اجازه بدین بچه هارو بفرستم پایین چون دارم آشپزی میکنم یه وقت اتفاقی میا ...

دلت خوشه ها...بچه هاشون اونقد پرو ان مگه میرفتن ...اونقدجیغ و داد کردن که نرن...وقتیم اون حرفو زد گفتم خودم کردم همه کارو دیگه کمک نمیخواد...ولیبا تعارف گفتم شاید با کنایه میگفتم یکم خجالت میکشید

میترسن دست تنها بمون یه وقت خسته شه...گناه داره اخه با دوا بچه.... بگو اخه مجبوری افطاری بدی??

منم خواهرشوهرم سالی یه بار دعوت میکنه،کباب ازبیرون میگیره با سالاد اماده،یه برنج میخواد دم کنه،مادر شوهرم وجاریم ومادر شوهر وخواهر شوهر خودش میان کمکش،انگار واسه عروسی میخواد برنج دم کنه،بعد من مثل خودشون میذارم شب می رم همه باهام باد هستن،تازه سر سفره،مادر شوهرم به اونا مدام تعارف میکنه که بخورید از صبح تاحالا کار کردید هلاک شدید  

والا کاری نمیخواد بکنه که کم بیاره یا نه یه سوپ و یه برنج...افطاره اضافه چیزی باشه یه سالاده وشیربرن ...


عزیزم بیكاری اینارو درس میكنی میریزی شكم اینا..یه تولد میگرفتی دوستای پسرتو دعوت میكردی

دوره،دوره تنهایی دستها نیست دوره،دوره تنهایی دلهاست😥😥😥
عزیزم بیكاری اینارو درس میكنی میریزی شكم اینا..یه تولد میگرفتی دوستای پسرتو دعوت میكردی

پسرم تولد دوسالگیش بوددوستش کجابود اخه....خانواده خودمم باهاشون مسکل داریم رفت و امدنمیکنیم...تاپیکش هست تو تاپیکام....فقط مجبوربودم. قوم شوهرو دعوت کنم

عزیزم بیكاری اینارو درس میكنی میریزی شكم اینا..یه تولد میگرفتی دوستای پسرتو دعوت میكردی


دقیقا ...

با خانواده ی شوهر رابطه ی آدم باید در حد سلام و السلام باشه.

منم و این صنم و عاشقی و باقی عمر...   

والا کاری نمیخواد بکنه که کم بیاره یا نه یه سوپ و یه برنج...افطاره اضافه چیزی باشه یه سالاده وشیربرن ...

عزیزم خدارو شکر ک شوهرت عین ننش نیس دیگه .ننش میومد یکی باید یه گونی بر میداش پشت سر اون ک راه میرفت لب ولوچه و فیسو افادشو جمع میگرد


برای فرج اقا و مامان شدن همه و من صلوات مرسی 
منم خواهرشوهرم سالی یه بار دعوت میکنه،کباب ازبیرون میگیره با سالاد اماده،یه برنج میخواد دم کنه،مادر ...

حالا یه چیزه دیگه...

افطارخونه مادرشوهرم همه دعوت بودیم...گفتن میخواین پول بدین یا زولبیا و بامیه میدین همه گفتن پولشو بدیم بهتره....گفتیم باشه....همه دادن من بدم (اخه مادرشوهرم میگهچرا پول میدید اخه شما ک غریبه نیستید و از این حرفا گفتن من بدم که نتونه دعوات کنه)منم گفتم باشه...وقتی دادم پاکتو پرت کرد گف منکه گفتم ندید چرا میدید...خدایی ناراحتشدم پاکتروبرداشتم گذاستم جلوش نشستم...فرداش برگشت گف زهرا گفته(خواهرشوهره کوچیکم)پاکترو پرت کردی جلو راحله ناراحت شده فک کنم...منم گفتم نه اون ناراحت نمیشه...

واسه خودشون میبرن میدوزت

عزیزم خدارو شکر ک شوهرت عین ننش نیس دیگه .ننش میومد یکی باید یه گونی بر میداش پشت سر اون ک راه میرفت ...

لب و لوچه و فیس و افاده نداره...خدارو شکرم شوهرم اگه حق بامن باشه طرفه منه...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792