2821
2789
عنوان

سالی که گذشت

49 بازدید | 2 پست

از خدا همیشه یه مرد خوب میخواستم. مردی اومد توی زندگیم که از هر میزان قابل بیانی بیشتر دوستم داره با وقار و خانواده دار و از نظر اخلاقی متلی معقوله. اما پارانویا و شکاک و متعصب هم هست

بین خوبی ها و بدیهاش نتونستم یکی رو انتخاب کنم و مردد ماندم. یک سال.

روز تولدم مادرم بهم گفت کاش به دنیا نیومده بودی. کاش هیچ وقت تو رو باردار نمیشدم و نمیومدی توی زندگی مون.

پدرم بخاطر حساسیتم روی تعصباتش بهم گفت مگه هرزه ای که روی این چیزا حساس میشی

یک ساال گذشته. من توان جنگیدن ندارم.

برنامه م اینه که وجودم رو از دنیا پاک کنم

اعضای بدنم رو اهدا و مالم رو بین فقرا تقسیم کنم و به این درد 27 ساله پایان بدم.. غیر از این چه راه درستی هست؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز