2777
2789
عنوان

عذاب وجدان

81 بازدید | 1 پست

عذاب وجدان شدید

من اواخر عمر پدرم خیلی اذیتش کردم خدایا منو ببخش کاش خودشم منو ببخشه سر ی بازی مسخره ی دختر که معلوم نیست از کجا پیداش شد خیلی حرف های نابجا و زشتی بهش زدم امیدوارم منو ببخشه یسری خیلی بد دعوا کردیم هرسری یادم میاد دلم میخاد ی بلای سر خودم بیارم صداش میلریزد میگفت بابا گریه نکن داد میزد میگفت نکردم الکی به خیانت متهمش کردم تهمت زدم بهش ی هفته باهم حرف نمیزدیم الکی حرصش میدادم یبارم تو عصبانیت گفتم بهش الهی خبر مرگ تو و اونا بیارن برام داد زد گفت آدم به باباش میگه بمیر ولی هردفعه لزرش صداش یادم میاد اونحا بهم گفت میرم دیگه نمیام منم راحت گفتم برو دلم میخاد بمیرم ی بلایی سرم بیاد :)))

برای آشتی برام میوه خریده بود پسته خریده بود میوه گذاشت تو بشقاب پلاستیک پسته رو برام آورد گفت بخور نخوردم خودش برام پسته پست کند بارم نخوردم آورد سمت دهنم خودمو کشیدم کنار چقدر من بدم حدایااا:))

گریه میکردم میومد ارومم میکرد سر ی پولی برای ی کاری گریه میکردم پول نداریم میگف طوری نیست وام میگرم قرض میکنم انحام میدم خدایااااا:)))

دلم میخاد بمیرم بابا منو ببخش بارها میرم سرقبرش گریه میکنم ببخشتم ولی انگار خودم خودمو نمیبخشم :)))

اینکه دیگه نیست دیگه ندارم و جاش خالیه خودش ی درده اینکه منه احمق اینقدر اذیتش کردم هزار درد .

کاش بود کاش انقدر زود نمیرفت...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2846
2834
2835
2108