2777
2789

سرم به سینهی یار است
از عالم چه میخواهم...؟

به چنگم زلف دلدار است
از عالم چه می خواهم.. ؟

خوش درآغوشم کشیدی مست مست،ولی ای معشوقه ی عاشق پرست،این هم آغوشی برای ماکم است،پیرهن دراین میان نامحرم است

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

نمیدانم که این شعر از کجا در خاطرم مانده :

یکی اینجا دلش تنگ است !
آنجا را نمیدانم....


خوش درآغوشم کشیدی مست مست،ولی ای معشوقه ی عاشق پرست،این هم آغوشی برای ماکم است،پیرهن دراین میان نامحرم است

سرم به سینهی یار است
از عالم چه میخواهم...؟

به چنگم زلف دلدار است
از عالم چه می خواهم.. ؟

خوش درآغوشم کشیدی مست مست،ولی ای معشوقه ی عاشق پرست،این هم آغوشی برای ماکم است،پیرهن دراین میان نامحرم است

••✾•۞•✾••


پای خستہ

دست بستہ

دل شڪستہ

چشــم تر...


ڪاروان خستہ

را مــــن ساربانی میڪنم...



خوش درآغوشم کشیدی مست مست،ولی ای معشوقه ی عاشق پرست،این هم آغوشی برای ماکم است،پیرهن دراین میان نامحرم است

از راه رسیدی و شدی دار و ندارم

خواهم که بمانی همه ی عمر کنارم


عطرِ نفست هوش مرا برده به یغما

مدهوشم و در دشت جنون یکّه سوارم


توصیف تو و عشق بُوَد نور عَلیٰ نور

شمس دلی و قرص قمر در شب تارم


رفته است ز دنیای من آن ظلمت مطلق

چشمان تو روشنگر هر لیل و نهارم


ای کاش سرم بر سر زانوی تو باشد

یا اینکه بر این سینه سرت را بگذارم


شعر است هوای تن این بیشه ی احساس

آهو صفتی با غزلی کرده شکارم


تو مال منی و منِ عاشق نتوانم

یک لحظه تو را دستِ خدا هم بسپارم


غیرت کُشَدم گر که کسی بر تو دهد دل

وقتی که به ناموس کسی چَشم ندارم


یارب مددی کن به سر آید غم هجران

تا کی گذر ثانیه ها را بشمارم؟


شعرِ است اگر حرفِ دلم، نیست ملالی

وقتی که به هر قافیه عشق است شعارم


شاد است اگر یا که پُر از غم، نُتِ عمرم

بشنو سخن عشق از آهنگ سه تارم


آس دل تو بوده مرا برگ برنده

بازنده اگر بر سر این میز قمارم


دست دلِ من را تو نگهدار به دستت

من تاب نگهداری دیوانه ندارم




خوش درآغوشم کشیدی مست مست،ولی ای معشوقه ی عاشق پرست،این هم آغوشی برای ماکم است،پیرهن دراین میان نامحرم است

تو همان شهد و شرابی که دلم میخواهد

تو همان باده ی نابی که دلم میخواهد


تو نگاری، تو قراری، تو پر از احساسی

دلبر پر تب و تابی که دلم میخواهد


لب یک چشمه به شادی بسرایم شعری

تو همان چشمه ی ابی که دلم میخواهد


همچو موسیقی ارام و پر از احساسی

تو به شیرینی ی خوابی که دلم میخواهد


منم ان برکه ی خالی و تو آی زیبا رو

گل نیلوفر آبی که دلم میخواهد


به نگاهی بدهی پاسخ هر خواهش را

تو همان حرف حسابی که دلم میخواهد


قد رعنا، لب زیبا و دوچشمی شهلا

یار خوش رنگ و لعابی که دلم میخواهد


چو بپرسم که مرا با دل و جان میخواهی؟

بدهی باز جوابی که دلم میخواهد


شده ام عاشق و این عشق پر از دلتنگی است

شده ای رنج و عذابی که دلم میخواهد




خوش درآغوشم کشیدی مست مست،ولی ای معشوقه ی عاشق پرست،این هم آغوشی برای ماکم است،پیرهن دراین میان نامحرم است

عاقلی بودم ک عشق امد امانم را گرفت

بندبند جسم وجان واستخوانم را گرفت


لال گشتم تا ک عشق امد ب ایوان دلم

در ازای این محبت او زبانم را گرفت


با اشاره من بدوگفتم ک خوشحالم ولی

او بحالم گریه کرد, شوق نهانم را گرفت


کور و کر بودم نفهمیدم ک عقلم را ربود

باجنون امدسراغم وای, ایمانم را گرفت


من شدم کافرپرستش کردم اورا تا خدا

اوخدایم گشت و از من اسمانم راگرفت


برزبان راندم بگویم حرف دل را با کسی

او ز من غارت نمود شرح بیانم را گرفت


خواستم با او بگویم راز این قلب حزین

هجرامد مهلت و وقت و زمانم را گرفت.

خوش درآغوشم کشیدی مست مست،ولی ای معشوقه ی عاشق پرست،این هم آغوشی برای ماکم است،پیرهن دراین میان نامحرم است

نِداے صُبــح بِخیــر از تو

نَواے مَستیاش با مَن

عَجب صُبحِ قَشنڪَی شُد

نڪَاهَت دَر نِڪَاهِ مَن




خوش درآغوشم کشیدی مست مست،ولی ای معشوقه ی عاشق پرست،این هم آغوشی برای ماکم است،پیرهن دراین میان نامحرم است

شده بودم به جهان شهره و آوازه ی تو ...

تازه شد حال دلم ، با سخن تازه ی تو ،


به هوای سخنت هرچه به دل بود گذشت ...

ای فدای سخن بی حد و اندازه ی تو


راحم_تبریزی



خوش درآغوشم کشیدی مست مست،ولی ای معشوقه ی عاشق پرست،این هم آغوشی برای ماکم است،پیرهن دراین میان نامحرم است

تعریف من از عشق همان بود که گفتم

دربندِ کسی باش که دربندِ حسین (ع) است💚

دخترکان معصوم میناب🖤 یه صلوات هدیه کنیم به ارواح مطهرشون🖤 و لعنت بخونیم بر همه قاتلان اونها، از آمریکا و اسرائیل تا وطن فروش ها

برسان مرا به حسّى كه در آن زمان نباشد

به تعلقى كه در آن غم اين جهان نباشد


برسان مرا به شورى كه شعور از آن ببارد

به خداى بى شريكى كه رُخش نهان نباشد


بكشان مرا به عشقى كه منزّه از هوس شد

به عيارِ آدميّت كه اسير نان نباشد


به خدا كه عشق پاكم به تو مِثل وُ تا ندارد

چه مباركست عشقى كه در او زيان نباشد


تو بهار جاودانى كه به من حيات دادى

چه خوشست حالِ برگى كه غمش خزان نباشد!


خوش درآغوشم کشیدی مست مست،ولی ای معشوقه ی عاشق پرست،این هم آغوشی برای ماکم است،پیرهن دراین میان نامحرم است

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز