تبی حال شوهرم داغان رفیقش بود
منم از دیروز شوک شدم
این همکارش رو ندیدم ولی حرفش همیشه بود تو خونمون
ی دختر دو س ساله داره
اهل شمال بودن همسرم نتونست برعه شمال
فردا مراسم خاک سپاریشه
از دیروز انقد گریه کردم
مدام میگم کی دیگه ناز دخترشو بکشه 🥺
خودمم حالم خوب نیست استرس دارم