دو حالتش رخ داد برام
ارتباط سطحي و گاهي صحبت . چون ميترسيدم ريسمان پاره شه و اخرين اميدم از دست بره نتيجش چيشد: فاجعه بي حرمتي يعني انقلاب بي حرمتي شد علنا طرف گفت اين عين ي دستمال اون گوشه كنارا هست حتي اگر باهام تو رابطه نباشه ولي حضور داره همين براي اعتماد ب نفسم كافيه و تحقير ميكرد .
حالت دوم : قطع رايطه كامل كامل كامل يعني انگار وجود نداشتم هيچ جا قطع قطع
نتيجه؟: طرف بِع گه خوردن افتاد و به جنون رسيد
اما نبخشيدم چون ادم نبود كلا طرف مثل يعقوب دنبال من بود😅