بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
توی تاکسی نشسته ام راننده از دزدی ها میگوید و رانت خواری ها و امثالهم پیاده که میشوم سعی میکند ده هزار تومان بیشتر کرایه بردارد قصاب محل از مافیای گوشت میگوید و اوضاع خراب کشور و اینکه معلوم نیست عاقبتمان چه میشود حواسم که لحظه ای پرت میشود دویست سیصد گرم چربی قاطی گوشت در چرخ گوشت میریزد بقال محل اجناس تاریخ مصرف گذشته را جلوی دست میچیند به هوای اینکه نبینی و بخری میوه های خوب میوه فروش سوا شده و دو برابر قیمت فروخته می شود پزشک از خانواده بیمار تصادفی در حال مرگ ده میلیون پول نقد میخواهد تا برود داخل اتاق عمل در بانک شش باجه وجود دارد اما کلا یک نفر کار مردم را راه می اندازد استاد دانشگاه کتاب انگلیسی را ده صفحه ده صفحه به عنوان پروژه می دهد به دانشجویانش که ترجمه کنند و آخرش به نام خودش چاپش میکند به قول جناب امیرکبیر ابتدا فکر کردم مملکت وزیر دانا میخواهد بعد فکر کردم رهبر دانا میخواهد در آخر اما فهمیدم مملکت مردم دانا میخواهد