میشه یه راهنمایی بهم بدین واقعا موندم چه رفتاری باید داشته باشم
شوهرم ۲۴ساله من ۲۲سالمه بعد مادرشوهرم خداشاهده ما دوست بودیم جلو این بنده خدا نیمرو به زور میزاشت مرده زنده این شوهر من مهم نبود واسش فقط حرفش اینبودمعتاد نشی یعنی این از بی پولی میمرد هم کاری به کارش نداشتن با بدبختی زندگیو چرخوندیم به ارامش رسیدیم (تیر ۴۰۳عروسیکردیم )بعد الان حدود ۶ماهه این بشر هررروووووز خدا روزی سه بار زنگ میزنه شوهرم کهکجایی چیکار میکنی زنت کجاست موقع شام زنگ میزنه میگه شام چی گذاشته شام خوردی یانه