2777
2789
عنوان

خواب خیلی چیزی دیدم

283 بازدید | 45 پست

که هنوز فکرم مشفولشه.و فراموشم نمیشه متاسفانه..۱۱ساله متاهلم با دوتا بچه.اصلا فکرشم نمیکردم..تقریبا عشق اولم رو فراموش کرده بودم..اما متاسفانه اتفاقی دیدمش..و ازاون روز دیکه حال عجیبی داشتم..اما توی روز مرگی هام کم شد...ک بعد مدت ها خوابشو دیدم...و منی ک اصلا توی عمرم ندیده بودم چنین جیزی رو..تویخوابم دیدم...واضح.و لذتی ک بردم..و ضربان قلبم و حسی ک داشتم...وحشتناک بود.

حتی یک بار چنین حسی رو با همسرم نداشتم.

الانم متاسفانه باز فکرم مشغولش شده.و جایی رو برای گفتگو نداشتم برای تخلیه و بروز حال بدم.حز اینجا.

بدبختانه بعد از اون خواب بودن باهاش ارزوم شده.

ازخودم خجالت میکشم..از حالم...انکار شدم دختر ۱۴ساله..

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

شیطونو لعنت کن

نماز بخون

قران

بنظرم تو ناخوداگاهت مونده

کارایی که دوس داری بکن

نهایتن مشاور برو تو همسری و مهم تر این که مادری ارزش نداره حتا یه ثانیه فکرش بیاد تو زندگی پاک ومقدست

تنوع و تازگی داره برا ادم 😉😉😉

دیشب همه شب در برم آن سلسله مو بود             من بودم و او بود           می بود و سه تاربود و صبا بود و سبو بود  من بودم و او بود   دامان چمن پر گل و در دامن گلزار        من بودم و دلدار   مه دلکش و گل نغز و هوا غالیه بو بود    من بودم و او بود

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792