که هنوز فکرم مشفولشه.و فراموشم نمیشه متاسفانه..۱۱ساله متاهلم با دوتا بچه.اصلا فکرشم نمیکردم..تقریبا عشق اولم رو فراموش کرده بودم..اما متاسفانه اتفاقی دیدمش..و ازاون روز دیکه حال عجیبی داشتم..اما توی روز مرگی هام کم شد...ک بعد مدت ها خوابشو دیدم...و منی ک اصلا توی عمرم ندیده بودم چنین جیزی رو..تویخوابم دیدم...واضح.و لذتی ک بردم..و ضربان قلبم و حسی ک داشتم...وحشتناک بود.
حتی یک بار چنین حسی رو با همسرم نداشتم.
الانم متاسفانه باز فکرم مشغولش شده.و جایی رو برای گفتگو نداشتم برای تخلیه و بروز حال بدم.حز اینجا.
بدبختانه بعد از اون خواب بودن باهاش ارزوم شده.
ازخودم خجالت میکشم..از حالم...انکار شدم دختر ۱۴ساله..