2777
2789
عنوان

محدویت خانوادگی

236 بازدید | 19 پست

اینجا کسی هست که موقعی که نوجوون بوده مامان باباش بهش سخت میگرفتن و موقعی که بزرگ شد حر کاری دلش میخواد انجام میده؟ میخوام بدونم قراره همیشه اینجوری باشه یا نه؟ چون مامان من خیلی اذیت میکنه امروز بهش گفتم کی میریم لباس عید بگیریم گفت باز لباسای کوتاه تا کمر میخوای بگیری؟ چمیدونم رفتی این آموزشگاه بی آبرو شدی بی حیا شدی در حالی که چند ماه پیش رفته بودیم بازار از اون موقع یه چیز هم نخریدم بعد من همیشه شالم رو با گیره میبندم ولی یکمی از موهام بیرونه از پشت هم اصلا نمیزاره آنقدر اعتماد به نفسم کم شده بعدشم میگه چرا انقدر به فکر جوشای صورت و بدنت هستی؟ یکم اعتماد به نفس داشته باش در حالی که اینجوری میکنه. در ضمن ما ماشین نداشتیم وقتی وارد راهنمایی شدم یه کوییک خریدیم ولی مامانم نمیرونه بابام هم خودشو کشیده کنار. آنقدر خورد میشم وقتی سوار ماشین دایی و پسر خاله و اینا میشم از بس کلیپ ماشین میبینم توی گوشی اصلا عاشق ماشینا شدم به خودم قول میدم یه زور مستقل بشم ماشین برونم هر چی دلم خواست بپوشم با هر کی دلم خواست برم بیرون.

In absolute silence

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

چند سالته ؟

کم کم حساسیتا کم میشه من از سال نهم آزاد شدم میزاشتم تنها برم بیرون و خیابون و... با اینکه قبلش سخت گیر بودن

چـو ایران نباشـد تنـ من مباد🌱️نه مرگ آنقدر تلخ است نه زندگی آنقدر شیرین که انسان برای این دو شرفش را بدهد 🙂غمت نشسته بر جانم، نفس بکش ایرانم.🕊️ 🖤‏

بله تا وفتی میرفتم مدرسه سخت گیری داشتن و ازشون ممنونم چون جایگاه الانم به خاطر اوناست ولی بعدش دیگه ...

ناراحت نمیشدی؟ و اینکه جایگاهت چیه؟

In absolute silence

منم نهم هستم ولی انگار نه انگار

عیبی نداره کم کم اوکی میشه ولی اصلا نزار اعتماد به نفس تو از بین ببرند


چـو ایران نباشـد تنـ من مباد🌱️نه مرگ آنقدر تلخ است نه زندگی آنقدر شیرین که انسان برای این دو شرفش را بدهد 🙂غمت نشسته بر جانم، نفس بکش ایرانم.🕊️ 🖤‏

ناراحت نمیشدی؟ و اینکه جایگاهت چیه؟

چرا خب گاهی برام سوال پیش میومد چرا فلان جا نمیتونم برم یا چرا فلان کار رو مامانم نمیزاره انجام بدم ولی خب بعدش انقدر درگیر درس شدم که خودم اصلا از خونه بیرون نمیرفتم جایگاه خاصی ندارم ولی برام ارزشمنده به اون چیزی که خواستم رسیدمو نتیجه تلاش هام رو دیدم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108