خواب دیدم با موتور و تنهایی رفتم مشهد ( خودم خراسانیم چند سال مشهد زندگی کردم بعدش الان ساکن تهرانم)بعد تو جاده بودم رسیدم به اول مشهد ولی خب از طرف شهرمون نبود از یک طرف دیگه ایی بود ک من بلد نبودم
همینجوری یک مسیریو رفتم
یهویی دیدم رسیدم به بخش اندیشه (اندیشه از جای خونه ما خیلی دوره و فاصله داره یک جورایی داشتم برعکس میرفتم)
بعد جای یک پل هوایی زدم کنار و پیاده شدم
همون لحظه یک ماشین پارس زدن کنار همه پسر بودن
یکیشون اومد شلوارشو در اورد بعد دوستش گفت این مسته جدیش نگیر
پسرارم هیچکدوم نمیشناختم
بعد زنگ زدم بابام
بابام اومد داشت منو میبرد ک پرسید ساعت چنده ساعت ۴ و ۴۵ صبح بود
بعد علی رغم اینکه بابام بدش میومد ۱۲ به بعد بریم خونه بابام خیلی مهربون بود با اینکه ساعت ۵ صبح بود تقریبا ولی اصلا دعوام نکرد
من الان از این خواب باید برای تفسیر خواب چی بزنم؟