از زمانی برای خودش مغازه زده و یه شعبه دیگه راه انداخته با ما قطع رابطه کرده به
حقوق پدرشوهرم که فوت شده هم میگیره
از همسر دومش هم جدا شد با مهریه اش برا خودش خونه خرید
از حق نگذریم بعضی وقتا کمک ما هم داده اما کم
جدیدا داره یه وام میگیره که ماشین اشو عوض کنه کسی نتونسته ضامنش بشه به من گفت منم به همسرم گفتم
اونم گفت بذار ازش درخواست کنم یکم کمک امون کنه ( چون باید روی پول پیشمون اضافه کنیم و پول نداریم)
بهش گفت اما اون شروع کرد فحش و نفرین و گفت نمیدم ولی شما باید ضامنم بشین. ما کلی بهمون بر خورد
دیگه دلمون نمیخواست بشیم فقط به دلیل رفتار بدش
و اون رفته به برادراش گفته پسرم و زنش ضامن من نشدن و از اون طرف دایی های همسرم زنگ میزنن میگن خجالت نمیکشی کارشو انجام نمیدی
کلا برداشت اتون از این موضوع چیه