2777
2789
عنوان

تحقیر شدن

| مشاهده متن کامل بحث + 279 بازدید | 22 پست

دخترا من تو این چند سال کلی برای مربی و برنامه‌های مختلف هزینه کردم ولی هیچ‌وقت نتیجه‌ای که میخواستم نگرفتم.

یکی از دوستام فیتامین رو معرفی کرد و الان بعد از ۶ ماه واقعاً تغییر رو حس میکنم، حتی اطرافیانم هم متوجه شدن 😅

خوبیش اینه که هم تو خونه میشه تمرین کرد هم باشگاه. گفتم اینجا معرفی کنم شاید به دردتون بخوره ❤️

حالم واقعا خرابهدلم براش میسوزه هی به آخر و عاقبتش فکر میکنم

الهی چه مهربون

✓ من یه بیسکوئیتم که رفته ته لیوان چای🧋 ✓دارنده مدال ساقه طلایی از مسابقات بیسکویت شایسته سال ✓دارنده مدرک دکترای خامه شناسی از دانشگاه ویفر🧇 ✓برنده سه دوره مسابقات شنا در چای☕ ✓مدیر بخش مزه پرونی کارخونه شکرستان🌝

اینجور مواقع همیشه یه چیزی بهشون میگم تا یک نگاه به خودشون بندازن به نظرم ادب اینجا حکم نمیکنه دفعه ...

تذکر و یه بار دادم

مامانش رو کشیدم کنار گفتم این کارتون اشتباهه

رگ برگشت گفت به تو ربطی نداره

ولی تو رو خدا اگر بچه دار میشید یا حتی اگر کسی رو میبینید عيب و ایرادی داره کوتاه بلند چاقه لاغره

انقدر بخش گیر ندید به شما چه ربطی داره

انقدر زخم زبون نزنید

زبون بدتر از شمشیره به خدا

تذکر و یه بار دادم مامانش رو کشیدم کنار گفتم این کارتون اشتباهه رگ برگشت گفت به تو ربطی نداره

اینا این چیزا متوجه نمیشن

با خودشون مثل خودشون رفتار کن

مثلا ی نمونه کوچیک

یکی از بچه های همسایمون اومده بود ریاضی کار کنه سطحش پایین بود باباش هی بهش میگفت تو خنگی نمره نمیاری منم مستقیم گفتم مگه خودتون تو چه سطحی بودی که الان اینجوری حرف میزنی نمراتت همش بیست بود الان اینجای زندگی هستی؟

البته با شوخی خنده گفتم ولی فهمید نباید اینجوری حرف بزنه حداقل جلوی من نمیگفت

توی تاکسی نشسته ام راننده از دزدی ها میگوید و رانت خواری ها و امثالهم پیاده که میشوم سعی میکند ده هزار تومان بیشتر کرایه بردارد قصاب محل از مافیای گوشت میگوید و اوضاع خراب کشور و اینکه معلوم نیست عاقبتمان چه میشود حواسم که لحظه ای پرت میشود دویست سیصد گرم چربی قاطی گوشت در چرخ گوشت میریزد بقال محل اجناس تاریخ مصرف گذشته را جلوی دست میچیند به هوای اینکه نبینی و بخری میوه های خوب میوه فروش سوا شده و دو برابر قیمت فروخته می شود پزشک از خانواده بیمار تصادفی در حال مرگ ده میلیون پول نقد میخواهد تا برود داخل اتاق عمل در بانک شش باجه وجود دارد اما کلا یک نفر کار مردم را راه می اندازد استاد دانشگاه کتاب انگلیسی را ده صفحه ده صفحه به عنوان پروژه می دهد به دانشجویانش که ترجمه کنند و آخرش به نام خودش چاپش میکند به قول جناب امیرکبیر ابتدا فکر کردم مملکت وزیر دانا میخواهد بعد فکر کردم رهبر دانا میخواهد در آخر اما فهمیدم مملکت مردم دانا میخواهد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108