سه روز پیش که سر زنگ زدن زیاد من بهش دعوا کردیم رفت خونه پدرش شب موند صبح هم اومد گفت دوبار بیشتر زنگ بزنی بلاک می کنم منم گفتم حسرت اینکه ببینی من دارم بهت زنگ می زنم به گور می بری
بعد اون من کلا اتاق دخترم خوابیدم
دیروز عصر دوبار خودش زنگ زد چی نیاز داری پیامک بده بعد شب هم وسایل آورد رفت کاهو بخره یه ساعت دیر کرد فکر کنم عمدا که من زنگ بزنم اصلا نزدم نپرسیدم هم کجا بودی شام خورد سر شام هم یکم حرف زد که چرا سحر بیدار نشدی و اینا محل ندادن بهش خوابید دوباره من اتاق دخترم خوابیدم
امروز هم اومد نمازش خوند و رفت یه سلام داد یه چیزی لازم نیست اومدنی افطار بخرم و رفت