من پشت کنکوره یماه نیمه می خونم امروز هفت ساعت خوندم نصف برنامم دوستمم دانش آموز مشاورم هست گفتم دوستم خونده یا ن گفت کسی که سرش تو زندگی بقیه نیست موفق تره من نمیگم اگه اونم بپرسه نمیگم تو ی روز می خونی ی روز تو دیواری بم بر خورد واقعا بعد مشکل اعتماد ب نفس دارم همش درجا میزنم تروخدا چکار کنم همش درگیر دوستمم چقد خونده همش میگم از من زودتر شروع کرده من هیچم
ببین منم حستو خوب درک میکنم . منم مثل تو امسال پشت کنکوریم . ولی دیگه واقعا مقایسه کردن خودمو با بقیه گزاشتم کنار. مقایسه با بقیه الکی یا نامیدت میکنه یا اعتماد به نفس کاذب میده باید به این نتیجه برسی که فقط خودتی و خودت . گور بابای بقیه
خودتو دوست داشته باش ،اعتمادتو به دیگران کم کن ،یه ذره بدبینی خوبه ،ساده لوح وزود باور نباش ،ظاهر بین نباش ،حرفای دیگران گولت نزنه و زود باور نباش ،به فکر خودت باش ،۵سال بعدتو ببین که کجایی ،چکار میکنی ،هیچکی به فکرت نیست غیر از خودت،پس ایندتو بساز ،به شدت وزیاد درس بخون ،وبه کسیم نگو که زیاد میخونی که چشمت نزنم
نه ببین اصن به این چیزا فکر نکن . زمان الانتو دریاب منم این احساس نامیدی و ی مدت داشتم ولی گزاشتمش کنار . چون پارسال اینقد به این نامیدی بها دادم از وقتم درست استفاده نکردم . هی با خودم میگفتم دیگه وقتم رفت نمیشه الان چند وقته به این چیزا فکر نمیکنم فقد سر خودمو با درس شلوغ میکنم هم اون حسا رفتن و اعتماد به نفسمم برگشته شروع کن و کم کم ساعتای مطالعاتی تو بالا ببر همه چیز خود به خود خوب میشه الان وقت فکر کردن نبست دیگه . وقت عمله باشه؟ باور کن دیر نشده. فقط ادامه بده