هر چند وقت یه بار تو خواب این اتفاق برام میفته، واقعا زجرآوره. یه خواب بد و عجیب میبینم، دندون قروچه ی شدید و این که میدونم خوابم ولی نمیتونم بیدار شم. هر چقدم تلاش میکنم صدا بزنم کسیو نمیتونم حرف بزنم یا صدام انقد واضح نیست و فقط نفس نفس میزنم و ضربان قلبم میره بالا. یه بار از صداو درد قلبم بیدار شدم. دیشبم وقتی بیدار شدم نه میتونستم چشمامو باز کنم نه میتونستم حرف بزنم.
منم خیلییی این مورد برام پیش اومده واقعا سخته فک کنم دلیلش نرسیدن خون کافی ب مغز باشه گاهی شده تاصب ...
برا منم مدام تکرار میشه تو یه شب. هی سعی میکنم بیدار شم، یا بیدار نمیشم و باز اتفاق میفته یا بیدار میشم که هیچ کاری نمیتونم بکنم و باز خوابم میبره همون آش و همون کاسه.
نمك و چاقو يا ي تيغ بزار زير پشتيت با ي قران كوچولووو
عاليييي منم اينجور بودمممم
دختر ك شدم نه كسي مادرانه دختري ام را ب من گوشزد كرد،نه پدري عاشقانه محبتم ميكرد😭😭تنها و يك تنه دختري ام را ساليان سال به دوش كشيدم ،،،😓وقتي به سن دريافت عشق رسيدم كسي عاشقانه مرا نديد و نپرستيد 😭بعدها فهميدم دختر موجودي غريب روي زمين است😭😭دوست دارم دختري داشته باشم بغلش كنم ببوسمش،نوازشش كنم،بپرستمش 😭😭😭😭😭😭 شايد از نسل من دختري خوشبختي هاي نداشته ام را جبران كند😭😭😭😭😭😭😭😭