شوهرم کلی وام گرفت پول یخورده جمع کرده
بعد میخواست موتور بخره منم نزاشتم
بعد گفت کم دارم حلقتو بده بفروشم دو روز دیگه سنگین شدی بهتره برات فلان (باردارم)
تروخدا چیکار کنم چند هفتس میگه بعد امروز صبح خیلی محکم گفتم نه نمیدم
دیگه رفت بیرون اومد زنگ زد آشنا واسه موتور .
منم گفتم تو که نمیزاری سزارین کنم حلقمو نمیدم بعد اوایل خیلی سفت و سخت بود طبیعی برو الان میگه هر چی میری برو . بعد میگفت حلقتو بده ماهی ۴ تومن بهت میدم جمع کن واسه زایمان. خب منم ۶ ماه وقت دارم نمیرسه پول( برج شیش زایمانمه)
بعد میگفت نه منم میزارم روش
میترسم زیرش بزنه
از طرفی خیلی تلاش کرد خونه ساخت از مستاجری در اومدیم منم دو سرویس دادم یه نشون و چهار تا النگو