یه سال میشه که ازدواج کردم و اومدم سر خونه زندگی خودم. داییم یه بار واسه پاگشا دعوت کرد، یه بار واسه ماه رمضون دعوت کرد، یه بار شب یلدا خونش رفتیم. مادربزرگم هم از دوران عقد تا بعد عروسیمون شاید 3 یا 4 بار دعوتمون کرد. خونه مادرم هم چند بار خب رفتیم. همسرم خانوادش شهر دیگه هستن. گیر داده میگه افطاری دعوتشون کنیم. پارسال هم افطاری اومده بودن خونمون. چون یه سحری هم میمونن اذیت میشم. خونمون هم کوچیکه. دیگه دیدم شوهرم گیر داده دعوت کنیم، قبول کردم. بعد امروز مادربزرگم زنگ زده بود، بهش گفتم که میخوام خانواده شوهرم رو دعوت کنم، گفت شوهرت فهمش نمیرسه چند بار داییت و من و مامانت دعوتتون کردیم، بگه ما رو دعوت کنین؟
شوهرم همون اول ماه رمضون گفته بود خانواده ی خودم رو دعوت کنیم اما خب من گفتم یه کم بگذره حالا دعوت میکنم. اما کلا این حرف مادربزرگم برام سنگین بود یه کم. درسته باید دعوتی رو پس داد. اما اول ازدواجمونه. خونه پدر مادر رو که همه میرن. داییم هم به جز پاگشا 2 بار دیگه خونشون رفتیم.
حالا یه سوال. از من انتظار میره از همین اول دعوت کنم؟ کلا چجوریه؟